۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

دهه محرم و تجارت روحانيون و آخوند ها

دهه اول ماه محرم بعد از شهادت حضرت امام حسين عليه السلام و يارانش،‌ همه ساله توسط مسلمانان و به خصوص شيعيان در سراسر جهان تجليل و گراميداشت ميگردد و اما در مناطق شيعه نشين افغانستان،‌ روحانيون و مبلغين ما رسمي را نهادينه كرده است كه بر اساس آن فقط در بدل مقدار معين پول كه در بعضي از ساحات مبلغ هنگفتي نيز است،‌ حاضرند براي مردم موعظه نموده و روضه بخوانند.
اين مسئله به هيچوجه قابل انكار نيست،‌ برهمگان هويدا و روشن است كه اين دهه تبديل به دهه تجارت و كسب در آمد براي مبلغين و روحانيون شده است، به گونه اي كه اگر مردم حاضر به پرداخت پول به اين افراد نشوند، به احتمال زياد عزاداري و روضه خواني در عاشوراي حسيني ملغا خواهد شد و اين فرهنگي كه در درازاي تاريخ در بين مردم نهادينه شده است به فراموشي سپرده خواهد شد.
حال جداي از اينكه حكم شرعي دريافت پول در بدل سخنراني، موعظه و روضه خواني چه ميباشد،‌ مهم وجدان اين آقايون است كه مسئوليت ايماني،‌ديني و وظيفوي شان را فراموش كرده اند و فقط به پول و ثروت مي انديشند نه اينكه با درك رسالت سنگين شان،‌ در ترويج فرهنگ و مكتب انسان ساز عاشورا تلاش كنند،‌ آنها تكرار دهه محرم را به يك عادت براي مردم تبديل كرده اند كه همه ساله تكرار ميشود بدون اينكه درك واقعي مردم از اين حادثه بزرگ افزايش يابد،‌مگر نه اينكه شاعر گرامي اي گفته است:‌
تاسيس كربلا نه فقط بهر ماتم است دانش سراي و مكتب اولاد آدم است

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

شما حسین نیزم، عباس نیزم، علی اکبر نیزم زینب نیزم و غیره نیزم هستید

دیروز در یکی از حسینیه های مرکز بامیان در مراسم عراداری ماه محرم شرکت کردم، با موارد جالبی برخوردم که آن را با شما شریک خواهم ساخت.
درین مراسم پس از سخنرانی و موعظه و روضه خوانی توسط دو تن از روحانیون، سخنرانی نهایی و دعا و اختتامیه با احترام خاصی که مردم تا هنوز به آن پابندند به یکی از سادات واگذار شد، از همان ابتدا واضح و آشکار بود که وی از حتی از سوادی در حد ابتدایی هم بی بهره است و فقط بخاطر سادات بودنش اجازه یافته است تا بالای منبر قدم بگذارد.
موضوع بحث ایشان امر به معروف و نهی از منکر بود، حرف های جالبی را تکرار کرد، در قسمتی از سخنانش گفت " کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را انجام نمیدهند مشرک اند و به خداوند شرک آورده اند"، من برای اولین بار این مصداق شرک را از زبان ایشان شنیدم و برایم بسیار جالب و شنیدنی بود، وی در ادامه مردم را مورد خطاب قرار داد و اینگونه پیشرفت (عین کلمات ایشان ذکر میشود) : "مردم ، خواهران، برادران، شما حسین نیزم هستید، شما عباس نیزم هستید، شما علی اکبر نیزم هستید، شما زینب نیزم هستید، وظیفه شماست که امر به معروف و نهی از منکر کنید".
بهر حال منظورم از نوشتن از سطور این بود که مردم ما تا هنوز نتوانسته اند سلطه یک عده ی برتری طلب را کنار بزنند و به آنان بفهمانند که دیگر نسل برتر نیستند، هنوز بیسواد ترین فرد این قشر بر ما حکم میراند و امتیازات استثنایی خویش را از ما با تمام مهارتی که دارند می ستاند و از طرف دیگر مردم نا آگاه ما را با معلومات ناقص و اشتباه خویش همچنان به بیراهه تاریخ سوق میدهد.

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

جامعه دانشجویی بامیان رسالت شان را باید درک کنند

دانشجویان به عنوان قشر متفکر، نو اندیش، آینده ساز و پرتحرک و با انرژی می توانند با حرکات و جهش های بجا و مناسب شان، سرنوشت و آینده هر جامعه ای را رقم بزنند، آنان نسلی هستند توانا و قادر به درک مسایل و قضایای جاری در جامعه که به دور از محافظه کاری و با پشتکار و تلاش، قابلیت اعمال تغییر و تحول مثبت در روند جاری جامعه را دارا هستند.
و اما در بامیان با آنکه دانشجویان این خطه گهگاهی فعالیت ها مقطعی از خود نشان داده و جرقه هایی را تولید کرده اند که بعضاً توسط مقامات مسئول بازداشته شده اند و بعضاً هم پیگیرانه عمل نکرده اند، اما در کل میتوان ادعا کرد حرکت های متحول و تغییر آور که به عنوان قطبی از نیروی موثر، در قضایای بامیان از سوی آنان صورت نگرفته است که بتوان به آن دل بست و به آینده نقش برجسته ی آنان امیدوار شد.
بناءً نگاه اقشار مختلف مردم دوخته به افکار و اندیشه های این جوانان دانشجو هست ، همه به آنان مینگرند تا در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، بازسازی، سیاست و حکومتداری در جامعه همیشه محروم و به دور از امتیازات لازم بامیان، رسالت انسانی و میهنی خویش را درک نموده و نسبت به ادای آن اقدام کنند تا باشد که تحرک و پویایی لازم ایجاد گردیده و فرایند رشد و توسعه در بامیان سرعت بیشتری بخود گیرد.

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

قدرت انتقاد از دانشجویان و اساتید دانشگاه بامیان سلب شده است

اخیرا شاهد محافل فراغت دهها تن از دانشجویان دانشکده های زراعت و مالداری و تعلیم و تربیه دانشگاه بامیان بودیم که با شکوه و عظمت ویژه ای تجلیل گردید و فارغین توانستند پس از چهارسال زحمت و تلاش، سند فراغت شان را بدست آورد و راهی کار و فعالیت در جامعه محروم ما گردیده اند.
و اما کیفیت آموزش در این چهار سال از اهمیت ویژه ای برخوردار است که میتواند آینده فارغین را بگونه مثبت و یا هم منفی رقم بزند. محمد باقر اندیشمند یکی از فارغ التحصیلات دانشکده زراعت و مالداری که در این مراسم به نمایندگی از فارغین سخن میگفت به نکات خوبی اشاره کرد، وی از سلب قدرت نه گفتن و انتقاد کردن در محیط علمی دانشگاه گلایه داشت و افزود که محصلین و حتی اساتید توان نه گفتن و انتقاد کردن را ندارند. وی همچنین در قسمت دیگری از سخنانش از اینکه مفاهیم علمی و تحقیق بگونه کاملاً نقلی و تقلیدی به محصلین ارائه میگردد شکایت داشته و گفت که باید مسایل علمی بگونه تحقیقی و آزمایشی به بحث گرفته شوند تا برای محصلین بهتر قابل درک و فراگیری باشد.
قابل یاد آوریست که شکایات دیگری نیز از روند تدریس و کیفیت آموزش در دانشگاه بامیان همانند پایین بودن سطح علمی اساتید، کمبود اساتید متخصص و مسلکی و غیره مطرح میباشد.

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

اعتراض در برابر پشتو بودن سرود ملی

روز جمعه در مراسم فراغت 68 تن از دانشکده زراعت و مالداری دانشگاه بامیان، زمانیکه در شروع مراسم همگی به احترام سرود ملی به پا خاسته بودند، عده ای اندکی همچنان بر روی صندلی های شان نشسته بودند و از ایستادن خود داری کردند.
آنان دلیل این امر را پشتو بودن سرود ملی عنوان کردند و افزودند که با توجه به تعدد زبان ها در کشور، سرود ملی نیز نباید فقط به زبان یک قوم خاص آنهم پشتو باشد، از طرف دیگر آنان ادعا داشتند که از متن سرود ملی چنین بر می آید که افغانستان خاک و وطن اصلی هزاره ها نیست و در آن هزاره ها فقط ساکن این سرزمین خوانده شده است که مفهوم مهاجر بودن آنان را میرساند.
براستی هم چرا چنین تبعیض آشکار اعمال میگردد؟ چرا زبان پشتو زبان برتر باید پنداشته شود؟ چرا اقوام دیگر خویشتن را در سرود ملی تحقیر شده احساس کنند؟
بهتر نبود تا سرود ملی کشور حد اقل به گونه مختلط به دو زبان رسمی کشور یعنی دری و پشتو سروده میشد و متن آن بگونه ای سروده میشد که تمام اقوام افغانستان حضور خویش را در آن احساس میکردند و رضایت همه را جلب میکرد؟

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

روایتی از رشوه ستانی در شفاخانه بامیان

دوستی روایت میکرد که :
خانمم را برای انجام عمل زایمان چندی قبل به شفاخانه بامیان انتقال داده بودم، پس از ولادت نوزاد، وقتی اطلاع حاصل کردم خواستم بروم داخل بخش و همسرم را ملاقات کنم اما متأسفانه با ممانعت جدی خانمی که در ورودی بخش بود مواجه شدم، پس از اندکی تعلل، از رفتارش پی بردم که احتمالا منظوری دارد، بناءً با تردد و اندکی هراس مبلغ 100 افغانی را به ایشان پرداخت کردم تا اجازه ورود صادر کند، خانم یاد شده پس از دیدن پول با کمال ادب و احترام راه را گشود و مرا به سمت اتاقی که خانمم بستر بود راهنمایی کرد. با خودم گفتم بلی در افغانستان راهکار و راه چاره تمام مشکلات پول است، داشتن پول داشتن زندگی ایده آل است و نداشتن آن محرومیت از تمام حقوق و خدمات رفاهی عامه و سایر مسایل.
آری
این است وضعیت ما در بامیان و شفاخانه ولایتی آن که هردم داد از کیفیت بالای خدمات آن زده میشود.

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

اراده قاطع، پیروزی به ارمغان آورد، بر همگان مبارک باد!

سرانجام پس از تعلل های سیاسی در خصوص اعلام نتایج انتخابات پارلمانی ولایت غزنی، ایستادگی و اراده قاطع و بی مانند هزاره ها اعم از احزاب سیاسی، شخصیت های بزرگ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نهادهای مدنی، روشنفکران، روزنامه نگاران و .... در مقابل سد سنگین محروم سازی و منزوی سازی این قوم توسط نظام فاشیست و قبیله گرای حاکم، نتیجه مثبت داده و پیروزی بزرگ و تاریخی ای را برای مردم مان به ارمغان آورد. این پیروزی با شکوه برهمگان مبارک باد.
اما !
اینک این پیروزی برای کاندیدان برنده ولایت غزنی بسا شیرین و از آنسو سنگین و به شدت مسئولیت آور است البته از جهات ذیل:
1- مسئولین واقعی کاندیدان برنده ولایت غزنی این است که بدون درنظرداشت تعصبات مذهبی ، قومی و .... بگونه درست و منطقی از موکلین شان نمایندگی نموده و ثابت سازند که آنان وکلای تمام مردم غزنی هستند به وکلای قوم هزاره ساکن در آن ولایت.
2- پابندی به نظام دموکراسی، احترام به قوانین، صلح دوستی و مشارکت ملی، وحدت ملی و عدالت اجتماعی در کشور این قوم را در عمل به آنانی که ویژگی ها فوق را ندارند و به دنبال تخریب و حذف دیگران بوده و قدرت را میراث پدری شان میدانند نشان دهند.
3- به دیگران بفهمانند که میتوان با اراده و تصمیم قاطع و با اتحاد و همبسگی ، حقوق رفته خویش را از دیگران بازستانند و این مفهوم را واضح سازند که دیگر نمیشود بسادگی دیگران را به انزوا کشانید تا در آینده آنان دچار این اشتباه فاحش نشوند و به همت این قوم پی برند.