۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

دروازه کابل بانک بروی مردم بامیان بسته شد


دروازه تنها نمایندگی کابل در ولایت بامیان صبح امروز بروی مردم بسته شد و کارمندان آن از پرداخت پول به مردم خودداری کردند.


در اول صبح امروز تمام کارتهای بانکی مردم که اکثریت عمده آنان را مامورین معاش بگیر دولت تشکیل میدادند و حتی از روزهای قبل برای نوبت در بانک مانده بود، برای مردم پس داده شد و حتی بعضی از کارت ها با بی احترامی و خشونت به بیرون انداخته شد.


این در حالیست که در آستانه عید فطر قرارداریم و طبعا مردم نیازشدیدی به پول دارند تا مصارف و هزینه های عیدی را تامین کنند.


مسئولین این بانک در اول صبح به مردم پاسخگو نبودند و بعد از گذشت ساعت ها بعد از وارد شدن فشار توسط مردم، یکی از مسئولین که بخود میلرزید بیرون آمده و تنها دلیل عدم پرداخت پول به مردم را عدم انتقال پول از طرف دافغانستان بانک عنوان کردند که مورد قناعت مردم واقع نشد زیرا به ادعای اکثریت مردمی که برای دریافت معاشات شان آمده بودند، معاشات آن حتی از ماههای گذشته در بانک باقیمانده است و اگر معاش این ماه شان انتقال داده نشده است، معاشات ماههای گذشته شان باید پرداخت شود که مسئولین برای این سوال هیچ پاسخی نداشته و به طفره روی روی آورده و بالاخره دوباره وادار به فرار شدند.


این درحالیست که ارائه تمام خدمات کابل بانک متوقف گردیده و حتی انتقال پول نیز قابل اجرا نمی باشد.


براستی دلیل عمده عدم پرداخت معاشات کارکنان بیچاره و غریب در چیست؟


آیا کابل بانک از این که مبلغ زیادی پول را به مردم پرداخت نموده و از سرمایه اش کاسته گردد نگران نیست؟


آیا کابل بانک در پی آن نیست تا از منافع هنگفتی که از درک سرمایه گذاری روی معاشات کارکنان دولتی که در اثر معامله با مقامات دولتی آن را بدست آورده است، بیشترین استفاده را ببرد؟


و اگر این طور نیست چرا هیچ کسی از مسئولین بانک و یا مقامات دولتی بامیان پاسخگو نیست و حتی پولیس را به منظور پراکنده ساختن مردم و دفاع از کابل بانک توظیف کرده است؟


۱۳۹۰ شهریور ۴, جمعه

جناب رئیس برق بامیان! آیا والی ، فعالین مدنی و مردم بامیان هم بیسوادند؟

برق بامیان دیگر تبدیل به افسانه ای شده است که تاریخ ده ساله نظام پساطالبانی روایت گر قصه تلخ و ننگین آن است.در شماره گذشته صدای جوان، نگارنده مطلب انتقادی را تحت عنوان "افتتاح مجدد برق بامیان، کی باید خجالت بکشد؟"،پیرامون موضوع برق بامیان، انتشار داده بود که به شدت موجبات برافروختگی و خشم رئیس برق بامیان را فراهم ساخته است. بدین اساس اداره برق بامیان نامه ای رسمی را عنوانی وزارت اطلاعات و فرهنگ و رونوشت های آن را عنوانی وزارت انرژی و آّب، ولایت بامیان، ریاست برشنا شرکت و ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان ارسال کرده است و نکات زیادی را در آن تذکر داده و خواهان پیگرد قانونی نویسنده شده است.


از آنجائیکه رئیس برق بامیان تمام کاسه و کوزه ها را بر سر نویسنده مطلب فوق شکستانده ه است، می طلبد تا یک به


یک به پاسخ تمام موارد پرداخته شود تا مردم بامیان به حقیقت موضوع پی برده و به قضاوت عادلانه بنشینند.


رئیس برق بامیان مطلب نوشته شده را غیرمسئولانه و بدور از ادب قانون مطبوعات دانسته و آن را توهین و هتک حرمت به اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب به عنوان یکی از شخصیت های شناخته شده و چهره تابناک دوران جهاد، دانسته است.


بازتاب واقعیت ها و حقایق رسالت و مسئولیت اصلی ژورنالیستان است و گذشته تاریخی و جایگاه و مقام هیچ شخص و جریان نباید برکار خبرنگاری تاثیر گذار باشد، بناءً هیچ اهمیتی ندارد که اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب در چه جایگاهی قرار دارد و گذشته اش سربه کدام آسمــــان می ساید، آنچـــه مهـــم است و معیار قضاوت امروز، عملکرد فعلی ایشان است که در طی ده سال گذشته به خوبی وضاحت دارد بناءً هیچ توهینی به جناب ایشان صورت نگرفته است.


افتتاح پاور هوز جدید و شبکه سازی چهار قراء مرکزی که طور استندرد بعد از قبول زحمات متمادی مقام محترم ولایت بامیان و مسئولین برشنا آنهم برای برای اولین بار در بامیان، نکته دیگریست که عدم تذکر آن توسط نگارنده اشاره شده است.


اظهارات رئیس برق بامیان مبنی براینکه این پروژه برای اولین بار در بامیان انجام میگیرد، خود مبین اعتراف به کمکاری وزارت انرژی و آب در بامیان است زیرا به گفته خود ایشان در طول ده سال گذشته که زمان کمی نیست، این اولین پروژه در بامیان است و این چگونه توجیه پذیر میباشد؟ و نیز رئیس برق بامیان باید بداند که مامنکر تلاش های بیدریغ مقام ولایت بامیان نیستیم زیرا ایشان همواره در تلاش بوده و از کارکرد وزارت انرژی و آب انتقاد داشته اند.


آیا به نظر وی ده سال زمان کافی برای تامین برق حتی مرکز یک ولایت کوچک نیست؟ و آیا پروژه ای در بامیان در حال تطبیق است که ادعا شود بهره برداری آن سالها طول میشکد و باید تحمل کرد؟ برق از آسمان نمیریزد اما در طول ده سال میشود برق را حتی از آسمان به زمین رسانید و یا از عمق هزاران متری زمین آنرا به سطح زمین جریان داد.


در نامه ادعا شده است که پروژه های انکشافی برق بسیاری برای بامیان درنظر گرفته شده است، و از چند پروژه کوچک نامبرده شده است که در بامیان بقول ایشان در شرف اعمار میباشد.


ولی رئیس برق بامیان باید بداند که فقط درنظر گرفتن پروژه و منظوری آن روی کاغذ و پلان های بی ارزش و غیرعملی کافی نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد فقط برداشتن گامهای عملی درین راستاست که میتواند موجبات رضایت مردم بامیان را فراهم سازد، تنها پروژه که دست آورد ده ساله اداره برق در بامیان را نشان میدهد پروژه مایکرو هادیل ساحه آجر در ولسوالی کهمرد میباشد که خود مضحک و خنده دار است.


رئیس برق بامیان در مورد تحصیلات و تجارب کاری نویسنده ابراز تردید کرده است و آن را عقده مندانه دانسته است.


اما جناب ایشان متاسفانه نمیداند که افراد بی سواد و کم سواد جامعه هم حق دارند ابراز نظر نموده و از عملکرد ادارات دولتی که در واقع خدمت گزاران مردمند و باید به مردم در مورد کارکردهای شان پاسخگو باشند، انتقاد نمایند. فرض براینکه اگر نگارنده مطلب یاد شده بی سواد بوده و از روی کینه، عقده و یاهم نادانی زبان به اعتراض علیه وزارت انرژی و آب گشوده است، رئیس برق بامیان آیا والی ولایت بامیان، فعالین مدنی و تمام مردم بامیان را که بارها از طریق راهپیمایی ها، نصب هریکین در چوک آخر بازار بامیان و مسمی نمودن این چوک به چوک هریکین و حتی ارسال هریکین به عنوان تحفه به جناب اسعمیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب، اعتراضات شان را نشان داده اند، را نیز بی سواد میداند؟


بناءً من و مردم بامیان میخواهیم بدانیم، شخص رئیس برق بامیان که خود اکثر اوقات در دفتر کارش حاضر نیست و در عین حال تحمل پذیرش انتقاد و اعتراض را ندارد، پاسخ روشن و موجه ایشان در مورد عملکرد ده ساله اداره برق در بامیان، برای مردم محروم این ولایت چیست، تا همگان بدانند حقایق در کجا نهفته است.



برق بامیان دیگر تبدیل به افسانه ای شده است که تاریخ ده ساله نظام پساطالبانی روایت گر قصه تلخ و ننگین آن است.


در شماره گذشته صدای جوان، نگارنده مطلب انتقادی را تحت عنوان "افتتاح مجدد برق بامیان، کی باید خجالت بکشد؟"،پیرامون موضوع برق بامیان، انتشار داده بود که به شدت موجبات برافروختگی و خشم رئیس برق بامیان را فراهم ساخته است. بدین اساس اداره برق بامیان نامه ای رسمی را عنوانی وزارت اطلاعات و فرهنگ و رونوشت های آن را عنوانی وزارت انرژی و آّب، ولایت بامیان، ریاست برشنا شرکت و ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان ارسال کرده است و نکات زیادی را در آن تذکر داده و خواهان پیگرد قانونی نویسنده شده است.


از آنجائیکه رئیس برق بامیان تمام کاسه و کوزه ها را بر سر نویسنده مطلب فوق شکستانده ه است، می طلبد تا یک به


یک به پاسخ تمام موارد پرداخته شود تا مردم بامیان به حقیقت موضوع پی برده و به قضاوت عادلانه بنشینند.


رئیس برق بامیان مطلب نوشته شده را غیرمسئولانه و بدور از ادب قانون مطبوعات دانسته و آن را توهین و هتک حرمت به اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب به عنوان یکی از شخصیت های شناخته شده و چهره تابناک دوران جهاد، دانسته است.


بازتاب واقعیت ها و حقایق رسالت و مسئولیت اصلی ژورنالیستان است و گذشته تاریخی و جایگاه و مقام هیچ شخص و جریان نباید برکار خبرنگاری تاثیر گذار باشد، بناءً هیچ اهمیتی ندارد که اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب در چه جایگاهی قرار دارد و گذشته اش سربه کدام آسمــــان می ساید، آنچـــه مهـــم است و معیار قضاوت امروز، عملکرد فعلی ایشان است که در طی ده سال گذشته به خوبی وضاحت دارد بناءً هیچ توهینی به جناب ایشان صورت نگرفته است.


افتتاح پاور هوز جدید و شبکه سازی چهار قراء مرکزی که طور استندرد بعد از قبول زحمات متمادی مقام محترم ولایت بامیان و مسئولین برشنا آنهم برای برای اولین بار در بامیان، نکته دیگریست که عدم تذکر آن توسط نگارنده اشاره شده است.


اظهارات رئیس برق بامیان مبنی براینکه این پروژه برای اولین بار در بامیان انجام میگیرد، خود مبین اعتراف به کمکاری وزارت انرژی و آب در بامیان است زیرا به گفته خود ایشان در طول ده سال گذشته که زمان کمی نیست، این اولین پروژه در بامیان است و این چگونه توجیه پذیر میباشد؟ و نیز رئیس برق بامیان باید بداند که مامنکر تلاش های بیدریغ مقام ولایت بامیان نیستیم زیرا ایشان همواره در تلاش بوده و از کارکرد وزارت انرژی و آب انتقاد داشته اند.


آیا به نظر وی ده سال زمان کافی برای تامین برق حتی مرکز یک ولایت کوچک نیست؟ و آیا پروژه ای در بامیان در حال تطبیق است که ادعا شود بهره برداری آن سالها طول میشکد و باید تحمل کرد؟ برق از آسمان نمیریزد اما در طول ده سال میشود برق را حتی از آسمان به زمین رسانید و یا از عمق هزاران متری زمین آنرا به سطح زمین جریان داد.


در نامه ادعا شده است که پروژه های انکشافی برق بسیاری برای بامیان درنظر گرفته شده است، و از چند پروژه کوچک نامبرده شده است که در بامیان بقول ایشان در شرف اعمار میباشد.


ولی رئیس برق بامیان باید بداند که فقط درنظر گرفتن پروژه و منظوری آن روی کاغذ و پلان های بی ارزش و غیرعملی کافی نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد فقط برداشتن گامهای عملی درین راستاست که میتواند موجبات رضایت مردم بامیان را فراهم سازد، تنها پروژه که دست آورد ده ساله اداره برق در بامیان را نشان میدهد پروژه مایکرو هادیل ساحه آجر در ولسوالی کهمرد میباشد که خود مضحک و خنده دار است.


رئیس برق بامیان در مورد تحصیلات و تجارب کاری نویسنده ابراز تردید کرده است و آن را عقده مندانه دانسته است.


اما جناب ایشان متاسفانه نمیداند که افراد بی سواد و کم سواد جامعه هم حق دارند ابراز نظر نموده و از عملکرد ادارات دولتی که در واقع خدمت گزاران مردمند و باید به مردم در مورد کارکردهای شان پاسخگو باشند، انتقاد نمایند. فرض براینکه اگر نگارنده مطلب یاد شده بی سواد بوده و از روی کینه، عقده و یاهم نادانی زبان به اعتراض علیه وزارت انرژی و آب گشوده است، رئیس برق بامیان آیا والی ولایت بامیان، فعالین مدنی و تمام مردم بامیان را که بارها از طریق راهپیمایی ها، نصب هریکین در چوک آخر بازار بامیان و مسمی نمودن این چوک به چوک هریکین و حتی ارسال هریکین به عنوان تحفه به جناب اسعمیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب، اعتراضات شان را نشان داده اند، را نیز بی سواد میداند؟


بناءً من و مردم بامیان میخواهیم بدانیم، شخص رئیس برق بامیان که خود اکثر اوقات در دفتر کارش حاضر نیست و در عین حال تحمل پذیرش انتقاد و اعتراض را ندارد، پاسخ روشن و موجه ایشان در مورد عملکرد ده ساله اداره برق در بامیان، برای مردم محروم این ولایت چیست، تا همگان بدانند حقایق در کجا نهفته است.



۱۳۹۰ مرداد ۱۷, دوشنبه

طرحی برای سرکوبی رسانه ها با اتهامات و کذب محض

امروز خبرنگاران و روزنامه نگاران مقیم ولایت بامیان در اعتراض به نشر مقاله ای تحت عنوان برخی از اصحاب رسانه مساوی است با اصحاب شکم در هفته نامه مشارکت ملی ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان، که در آن بطور مستقیم و آشکار به تمام خبرنگاران توهین و تحقیر صورت گرفته بود، گردهم آمده و نامه اعتراضیه ای را عنوانی نشریه یاد شده و سایر ادارات ذیربط صادر کردند که متن آن چنین است:

به اداره محترم هفته نامه مشارکت ملی!

طرحی برای سرکوبی رسانه ها با اتهامات و کذب محض

مورخ 17/5/1390

مقاله که (تحت عنوان برخی از اصحاب رسانه مساوی است با اصحاب شکم) که در شماره 411 مورخه 10/اسد 90 هفته نامه مشارکت ملی ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان به نشر رسیده است و در این مقاله چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت کشور را بطور مرموزانه تشبیه به حیوان و تروریست نموده است، به جوابیه این نویسنده چنین مینگاریم 1- ما بدین باوریم هستیم که " علی قوم شاهی " نام مستعار است و نام نویسنده این مقاله در تذکره شهروندی اش چیز دیگر است . وانگیزه اینکه این نویسنده از نام مستعار استفاده نموده گواه بر اتهام و شایعه سازی او می باشد و از جانب دیگر شاید جاسوس اطلاعاتی و مزد بگیر کشورهای بیگانه باشد و ژورنالیستان که همواره دستهای مخرّب در این خاک را افشا کرده و می کنند ، از این طریق هدف قرار داده و زمینه نفوذ سیاسی و اطلاعاتی بیگانگان را فراهم نماید.2 - ژورنالیستان مزاحی که دربین خود دارند و به شوخی با یکدیگر میگویند برنامه محتوا دارد و یا خیر، صرف شوخی بین این صنف می باشد، اما نویسنده از آن به عنوان تحقیق دروغین یاد نموده که این عمل به وضوح که کاغذ سیاه کرده است تا ذهنیت جامعه را نسبت به خبرنگاران بدبین سازد. اگر کوچکترین اسنادی این نویسنده در مورد ادعای پوچ خود میداشت از این دو ولایت نام میگرفت. 3 - اتهامات دروغین به چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت، که محتاج رسانه و خبر نگار است، طرحی سیاه برای خفه نمودن آزادی بیان می باشد و ما باورمندیم چنانچه این نویسنده هفته نامه مشارکت ملی را استعمال نموده خودهم مستعمله ای با دارانش می باشد برای نابود ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت.4 - ما میپذیریم که در این دو ولایت حتی یکتن از ژورنالیستان در رشته ژورنالیزم تحصیل نکرده اند ونمیگوئیم که شامل اصلاحات نشوند اما هر کدام از این ژورنالیستان با سوادند وبیش از ده سال کار رسانه ای میکنند وخبرنگاران ملی وبین المللی هستند مقایسه این ژورنالیستان با تروریستان که در مقاله نویسنده آمده جفای نا بخشیدنی به حق جمع این خبر نگاران است .5- در قسمتی از این مقاله مرموزانه ژورنالیستان را تشبیه به حیوان کرده است در این مورد حرفی نداریم و نمایانگر شخصیت نویسنده آن مقاله می باشد. 6- ژورنالیستانی که با نشر مقاله کاذب از آدرس نشریه وزین مشارکت ملی هتک حرمت گردیده نهایت تاسف خودرا اعلان میدارند که مسئولین این نشریه هرزه گوئیهای شخص عقده مند را به نشر سپرده و با تاختن به آبرو وعزت چهل تن از ژورنالیستان وسیله شده است.از مسئولین هفته نامه مشارکت ملی توقع داریم تا در زمینه این مقاله توهین آمیز، موضع گیری هفته نامه خود را در یک سطر کوچک مشخص سازند.7- بی اعتبار ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت کار شخص نویسنده نیست و طرح خطر ناکیست که از طرف باداران وی اعمال میگردد.8- ما جمع ژورنالیستان متضرر احساس می کنیم که برای تضعیف و یا برچیدن ژورنالیستان طرح های مخربانه دیگری نیز وجود دارد، بناءً از دولت افغانستان میخواهیم که جداً تحقیقات خود را در زمینه آغاز نماید و سرنخ این حرکت های ضد دمکراسی و آزادی بیان را پیدا نموده، از ریشه آنرا خنثی سازد، زیرا یکی از دست آورد مثبت حکومت، رشد آزادی بیان در کشور می باشد، نشود خدای نخواسته این دست آورد ضرب صفر گردد. امضاء ژورنالیستان

رونوشت ها به : مقام محترم ولایت بامیان حزب وحدت اسلامی افغانستان ریاست محترم اطلاعات و فرهنگ ولایت بامیان دفتر سیاسی ملل متحد در بامیان تیم بازسازی ولایتی بامیان اتحادیه ملی ژورنالیستان اتحادیه سفما اداره محترم نی (دیده بان رسانه ها) مرکز همبستگی رسانه ها (مهر)

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

تهدیدات خنده دار رئیس برق بامیان

قبلا مطلبی را تحت عنوان "برق بامیان مجدداً افتتاح شد، کی باید خجالت بکشد؟" در همین وبلاگ و نیز در ماهنامه صدای جوان به نشر رسانیده بودم که در واقع اعتراضی بود بر کمکاری ها و بیکفایتی های ریاست برق بامیان و نیز اشاره بود به تعصبات آشکار اسمعیل خان وزیر انرژی و آب کشور.

هفته گذشته جناب انجنیر محراب الدین جویا با خواندن مطلب یاد شده در ماهنامه صدای جوان به شدت برآشفته بود و ضمن آنکه نامه اعتراض آمیزی را با محتوای کاملا تهدید آمیز و مسخره، به وزارت های انرژی و آب، اطلاعات و فرهنگ و اداره ولایت بامیان و ریاست اطلاعات و فرهنگ نوشته و خواهان مجازات من شده است، در طی تماس تیلفونی که با مدیر مسئول ماهنامه صدای جوان داشته است، با شکایت از مطلب نشر شده به وی گفته است که اگر نویسنده را در کابل و یا بغلان گیر بیاورد، به قول خودش می فهمید با وی چه کاری کند.

جدای از اینکه این تهدیدات تاچه حد جدی است و یا برعکس خنده دار و مضحک، آنچه ازین عمل ایشان بر می آید، منطق ضعیف و مهم تر دست آورده های ناچیز و غیر قابل یاد آوری ایشان است که باعث شده است وی آشفته و عصبانی گردیده و به منظور جلوگیری از افشاگری های بیشتر اصحاب رسانه در بامیان، دست به تهدید های جاهلانه بزند.

بنابرین اقداماتی ازین دست میرساند که هنوزهم هستند کسانی که با استفاده از زور و قدرت شان میخواهند بر کرسی های قدرت تکیه بزنند و با اندک ترین اعتراض و انتقاد نسبت به کارکرد شان، خشم شان گل می کند و در صدد نابودی طرف مقابل می برایند.

اینجاست که وظیفه و رسالت اصحاب رسانه ها و ژورنالیستان آگاه و با تعهد سنگین تر میگردد تا بیشتر از پیش در صدد افشای کمکاری ها و بیکفایتی های مقامات اینچنینی باشند.

نکته : دوستان و خوانندگان در نظر داشته باشند که اگر بلای به سر من آمد و ترور، اختطاف و یا لت و کوب شدم حتما کار رئیس برق بامیان است (ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه)

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

در بامیان آب در هاون کوبیده شد

به ادامه سلسله حرکت های مدنی فعالین مدنی و اجتماعی در بامیان که عمدتاً کارکردهای حکومت مرکزی و حکومت محلی بامیان را به باد انتقاد میگیرد این بار دست آورد های بهاری جناب آقای داوود علی نجفی سرپرست وزارت ترانسپورت و هوانوردی کشور، مورد اعتراض جالب و دیدنی بامیانی ها قرار گرفت.

آنگونه که میدانید جریان میدان هوایی بامیان که جناب وزیر نیز به آن اعتراف دارد، از سالها قبل مورد بحث بوده و تاهنوز نتیجه ای حاصل نشده بود، بناءً آقای وزیر با استفاده از هوای مطبوع و لذت بخش بامیان در فصل بهار و تابستان، سفری به بامیان داشتند که ره آورد آن اختصاص مبلغ 5 میلیون دالر برای پخته کاری موقتی میدان هوایی مرکز بامیان میباشد، تا برای استفاده کوتاه مدت و پرواز هواپیماهای شرکت های خصوصی آماده گردد.به گفته ایشان میدان هوایی شیبرتو بعدا با بودجه جداگانه به شکل استندرد ساخته خواهد شد. بدین اساس روز گذشته فعالین مدنی در بامیان در چوکی موسوم به چوک هریکین که خود نشانه بارز اعتراض به حکومت میباشد، در حضور تعدادی زیادی از مردم بامیان آب در هاون کوبیدند.

براستی کوبیدن آب در هاون به چه معنیست؟ اصولا چیزی را در هاون می کوبند که از جنس جامد و سخت بوده و با کوبیدن آن را نرم کنند تا قابل استفاده گردد. اما آب ماده مایع و غیر قابل تغییر توسط کوبیدن میباشد، بناءً کوبیدن آن در هاون کارییست بیهوده و ضایع کننده فرصت ها و منابع.

بناءً این اعتراض مردم بامیان نیز این پیام را برای حکومت داشت که پخته کاری میدان هوایی مرکز بامیان نیز همانند سایر کارهای انجام شده، کاملا بیهوده و حتی مضر میباشد.

به عقیده برگزار کنندگان این گردهمایی، پخته کاری میدان هوایی مرکز بامیان بگونه موقتی به جز اتلاف مبلغ 5 میلیون دالر نتیجه ای دیگری بدنبال نخواهد داشت و در آن سوی قضیه با توجه به عدم صداقتمندی حکومت مداران که در گذشته ثابت شده است، احتمال میرود که در آینده همین میدان هوایی موجود در مرکز بامیان که در نقشه ماستر پلان شهری قرار داشته و برابر با معیارهای بین المللی میدان های هوایی نمی باشد، تبدیل به میدان هوایی دایمی خواهد شد.

۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

57 میلیون دالر هم برای بامیان زیاد است

سخنگوی وزارت دفاع:
57 میلیون دالر هم برای بامیان زیاد است
اخیراً مراسم رسمی و تشریفاتی انتقال مسئولیت های امنیتی از قوای نظامی خارجی به نیروهای امنیتی افغان آغاز و در نخستین گام، این اقدام از ولایت بامیان آغاز گردید.
با آنکه این عمل چه در گذشته و در حال، مورد استقبال مردم بامیان قرار نگرفته است و واکنش ها و نگرانی های مردم و نهادهای مدنی در بسا محافل و مجالس سیاسی درین ولایت را در پی داشته است، اما حکومت محلی بامیان و مقامات امنیتی آن رامثبت توصیف کرده و ضمن آنکه ازین پروسه حمایت کرده اند، از توانایی و ظرفیت پولیس ملی در بامیان در تامین امنیت و مبارزه با مخالفین سخن رانده اند.
و اما مهم تر آنکه به گفته سخنگوی وزارت دفاع ملی کشور، برای سه سال آینده یعنی الی سال 2015 مبلغ 20 میلیارد دالر از کمک های جامعه جهانی و به خصوص ایالات متحده امریکا به بخش امنیت اختصاص یافته است تا در راستای رشد کمی و کیفی و تجهیز و تسلیح نیروهای امنیتی به مصرف برسد.
ولایت بامیان در آغازین روز راه اندازی این پروسه فقط سهمیه 57 میلیون دالر از 20 میلیارد دالر را نصیب شده است و در کنار آن شهر لشکرگاه مبلغ 365 میلیون دالر و شهر هرات مبلغ بیش از 855 میلیون دالر را از آن خود کرده اند.
با آنکه اگر نظری به پول های تخصیص یافته انداخته شود، سیاست یک بام و دو هوا و تعصبات آشکار حکومت که همواره نسبت به بامیان و مناطق هزاره نشین اعمال شده است، درین سهمیه بندی نیز به خوبی وضاحت می یابد و درآن هیچ دلیل موجهی نمیتوان جستجوکرد زیرا تفاوت های بین این مناطق نسبت به تفاوت هایی که در وجوه در نظرگرفته شده وجود دارد تفاوت فاحش و شرم آور دارد. زیرا برای فقط شهر هلمند (مرکز ولایت هلمند شامل پروسه است) شش برابر بامیان و برای فقط شهر هرات (مرکز ولایت شامل پروسه است) بیش از پانزده برابر بامیان کمک های مالی اختصاص یافته است.
این درحالیست که مقامات محلی بامیان نیز در گذشته اظهار داشته بودند که پس از انتقال مسئولیت های امنیتی امتیازاتی بزرگ و ویژه برای بامیان داده خواهد شد که میتواند تغییراتی قابل توجه را در بامیان بوجود آورد. ولی رقم اعلان شده بیانگر آن است که جدای از اینکه پروژه های انکشافی در بامیان بکلی نادیده گرفته شده و یا قابل توجه نیستند، در بخش امنیت نیز بامیان نادیده گرفته شده است.
ولی با وجود آن، به نظر میرسد بعضی از مقامات حکومتی با افکار سیاه و عقده مندانه ای که دارند همین 57 میلیون دالر را هم برای بامیان نمیتوانند بپذیرند، زیرا این مردم تعلق به قوم هزاره است, جرمی که در طول تاریخ برای آن قربانی سیاست های کثیف و شوم سلاطین قوم محور و تاریک اندیش، شده اند و به همین جرم آنان حق ندارند تا همانند سایر اقوام ساکن در کشور از امتیازات لازم برخوردار گردند، و این نشان میدهد که هنوزم همانند عده از حلقات شوم، عقیده مند به این هستند که در باره هزاره ها و زنان بعداً حرف بزنند (بعداً ای که هیچگاهی در مسیر تاریخ مشخص نیست).
آقای وزیری یکی از سخنگویان وزارت دفاع ملی کشور، در مصاحبه با رادیو بی بی سی در پاسخ به سوال یکی از شنوندگان که او نیز به این مسئله اعتراض داشت، با صراحت و قاطعتی میگوید که همین 57 میلیون دالر هم برای بامیان زیاد است. او بدون توجه به ابعاد قضیه، دلیل این اظهاراتش را نیز اینگونه عنوان میکند که در بامیان قوای امنیتی پولیس به پیمانه زیاد وجود ندارد و هیچ واحدی از اردوی ملی نیز درین ولایت مستقر نیست، بناءً بودجه زیاد نمی طلبد. اما مشخص نیست که آیا جناب وزیری خود را به نادانی زده است و یا اینکه مردم را نادان پنداشته است. زیرا آنچه تا اکنون دلیل اصلی نگرانی مردم بامیان را تشکیل داده است، کمبود تشکیل پولیس، نبود ظرفیت کافی در پولیس، عدم تجهیزات و تسلیحات لازم بوده است، و رفع نواقص و مشکلات فوق به هزینه هنگفتی نیازمند است که باید بمنظور تامین امنیت و جلوگیری از گسترش ناامنی بسوی بامیان و مناطق مرکزی به مصرف برسد.
بناءً اثبات اینکه حکومت عامدانه نسبت به بامیان تعصبات ویرانگر و ننگین خویش را اعمال میکند، کارسختی نیست و این هم هویداست که حکومت تک قومی افغانستان، بیشرمانه خود را به کوچه حسن چپ میزند و با ارایه دلایل مضحک و مفتضح سیاست های یک جانبه و غیر فراگیر خویش را می پوشاند.
ضرب المثل معروفی در میان مردم ما وجود دارد که میگویند "آنکه را خواب است بیدار کردنش سهل بود، لیک آنکه را که خود را بخواب زده است، بیدار کردنش دشوار".

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

بی بی سی و دشمنی با هزاره ها

شام روز گذشته وقتی برنامه صدای شمای این هفته رادیو بی بی را که به موضوع توانایی نیروهای امنیتی افغانستان در به عهده گرفتن مسئولیت های امنیتی اختصاص داشت گوش میدادم، آقای وزیری یکی از سخنگویان وزارت دفاع کشور مهمان برنامه بود و به سوالات شنوندگان پاسخ میداد.
دوستی از کشور سویدن زنگ زده بود و به نکاتی اشاره کرد که موجب شد تا آقای محمدقاضی زاده مجری برنامه به شدت برافروخت و برخلاف اخلاق و اصول ژورنالیستی اش حرف هایی را بزبان آورد که برای یک شبکه جهانی خجالت آور است.
شنونده ای که زنگ زده بود، به شدت از تبعیض ها و برخوردهای چندگانه حکومت نسبت به ولایات کشور شکایت داشت، او اظهار داشته بود که چرا بودجه اختصاص داده شده برای بامیان در بخش امنیت در سه سال آینده 57 میلیون دالر میباشد اما همین بودجه در ولایت هرات به بیش از 855 میلیون دالر میرسد، اینکه چرا در بامیان انکشاف صورت نمیگیرد؟ اینکه چرا در بامیان به عنوان یک ولایت 80 عراده رنجر برای پولیس داده میشود و در ولسوالی ژیری ولایت قندهار نیز 80 عراده رنجر برای پولیس داده میشود.


در پاسخ مجری برنامه بدون آنکه دلیل مقنع داشته باشد همواره سخنان وی را قطع کرده و آنرا خارج از موضوع میدانست و درکنار آن اورا به مسخره میگرفت.تا اینکه بعد از چند بار تهدید تلفون اورا قطع کردند و جالب تر آنکه سخنگوی وزیر دفاع کشور نیز با بی تفاوتی و بی شرمی و تمام، سخنانی را برزبان آورد که در پست بعدی به آن اشاره خواهم کرد.

لازم به یاد آوریست که این شبکه در گذشته نیز چندین بار تعصب و تبعیض خویش نسبت به هزاره ها را نشان داده است.