۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

تظاهرات مردم بامیان در اعتراض به کشتار هدفمند هزاره ها در پاکستان


همسفر برخیز و بشکن چله افسوس را               از زمین برگیر تیغ و پرچم و فانوس را
هزاران نفر از بامیانی های همیشه متمدن و صلح دوست، همدردی شان را هزاره های کویته پاکستان که این روز ها سخت مورد قتل و کشتار های بیرحمانه و عامدانی گروهک های تروریستی قرارگرفته اند علام داشته و نفرت و انزجار شان را از این عمل گروهگ های آدم کش، به جهانیان نشان دادند.
قنطعنامه مردم بامیان، در اعتراض به کشتار بیرحمانه، هدفمند و سیستماتیک هزاره ها در کویته پاکستان
بنام خداوند منتقم
با تاسف در این اواخر شاهد وقوع قتل عام های وحشتناک و خونین افراد بی گناه مردم هزاره در پاکستان هستیم، شهر کویته بلوچستان پاکستان هرچند روزی برخون نشستن صد ها انسان مظلوم می باشد، حمله به جان مردم بیگناه هزاره در واقع دنباله نسل کشی های مردم هزاره است، که سالیان پیشین ما در افغانستان درگیر آن بوده ایم و امروز این نسل کشی در قالب تعصبات نژادی و فرقه ای که ناامنی منطقه نیز یکی از پیامدهای آن می باشد در شهر کویته پاکستان، درز و رخنه نموده و اینگونه اقدامات به بحران کشیدن امنیت، در سطح بین المللی را در پی دارد، در نتیجه ما مردم مدنیت خواه و صلح دوست بامیان در عین اینکه از راه اندازی اعمال آمیخته به خشونت دهشت افگنان پشت پرده و عوامل وهابی و سلفی شان ابراز نفرت و انزجار داریم. کمال همدردی تاثر و تاسف خویش با خانواده های شهدا، داغدیدگان و بخصوص مردم عزتمند هزاره و حزب دموکراتیک هزاره در پاکستان اعلام میداریم و متقاضی هستیم که از دست زدن به هرگونه تصاصیم خشونت آمیز، جلوگیری نموده و به منظور نجات از بحران کنونی متوسل به روش های منطقی و مدنی بهتر از این گردند.
میدانیم که دستان پشت پرده این حادثات اسف انگیز از کوچکترین منطق بی بهره بوده و توان درک خواسته های مدنی مردم هزاره در پاکستان را ندارد و ما بامیانی ها با تاکید بر پرهیز از تمامی واکنش هایی که منجر به خشونت میشود از مقامات دولتی و امنیتی پاکستان و همچنین از تمامی سازمان های داخلی و بین المللی آن سامان و خصوصا از دادگاه عالی آن کشور و رسانه ها خواهشمندیم که به درخواست های انسانی ما که همانا خواست های مردم هزاره پاکستان است و ذیلا تذکر می باید پاسخ مثبت ارایه نمایند:
1-    پولیس و مقامات امنیتی پاکستان بیشتر از پیش متوجه جان و جایگاه مردم هزاره در پاکستان باشند.
2-    از برکناری و حذف افراد مشکوک در قالب پولیس و منصوبین دولتی پاکستان، مردم هزاره را عملا اطمینان بخشیده و قاتلین و عوامل این قضیه را به محاکم ملی و بین المللی بکشند.
3-    مقامات داخلی و بین المللی رسانه ها و محاکم آنجا بیشتر از این در زمینه این گونه حوادث دهشت آفرین، سکوت ننموده و وظیفه شان را که مسئولیت ملی و انسانی آنان  میباشد در قبال مردم هزاره به کمال انجام دهند.
در اخیر بازهم با تاکید بر اینکه مردم هزاره نه در پاکستان و افغانستان و نه در جاهای دیگر بر اساس تعصبات مذهبی و نژادی اقدام به تصفیه قومی، مذهبی ننموده اند و همواره طرفدار برادری و گسترش روابط میان پیروان مذاهب دیگر اسلامی بوده اند و ثابت ساخته اند ازین لحاظ نباید اینگونه مورد دهشت و نسل کشی قرار گیرند. ضمنا یک بار دیگر با تقبیح اینگونه اقدامات خلاف موازین بشری دشمنان هزاره، به تامین خواسته های مدنی و انسانی خود اصرار میورزیم به امید آنکه صلح جهانی و برادری میان قبایل انسانی حاکمیت یابد.
                                                                                                        بااحترام
                                                                                                     مردم بامیان
                                                                                                  5 ثور 1391    
                                                                           

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

اطلاعیه هزاره های بامیان، جهت برگزاری راهپیمایی بر ضد کشتار هزاره های کویته

از دیرباز تاکنون و در بحبوحۀ بیش از یک قرن استبداد وحاکمیت زور، فرهنگ وملیت هزاره تحریف وانکار شد؛ به تکرار زیر تیغ نسل کشی های جلادان قرار گرفته و دردناکترین ضربات برخاسته از ضمیر تاریک وسیاه تعصب وتحجر را بر پیکرۀ هویت اتنیکی خود متحمل شد. از نابود سازی مستقیم وهدفمند کتب وآثار تاریخی ، تحریف واژه ها واصطلاحات قومی تا کشتار هزاره های بخون تپیده کویته پاکستان اعم از زن ومرد ، پیر وجوان و خرد وکلان، خود دلیل بارز موجودیت سیاستمردانی زبون است که چنین کشتار ددمنشانه وسیستماتیک را راهبری می کنند؟! غافل از آنکه پایان شب سیه سپید است ومردم غیور وصبور هزارستان هر چند که درد ورنج غربت را با قطره قطره خونشان احساس نموده و تن رنجورشان از زخمه صد نیرنگ بازیگران زر و زور جریحه دار بی مهری دایه های مهربانتر از مادر شده است، چشم به دستان مهربان هم نوعانشان دوخته اند تا مرگ ظلمت و طلوع روشنایی را جشن بگیرند چرا که:

بنی آدم اعضای یکدیگــرند                    که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار                     دگر عضوها را نماند قـــرار
برادر وخواهر هم سرنوشت!
کویته به حیث یکی از سه نقطه ی اساسی در سرنوشت سیاسی_فرهنگی هزاره ها اهمیت مکانی_تاریخی دارد: بامیان  مهد تمدن کهن ومعرف مردم ما از لحاظ تاریخی، غرب کابل نقطه عطف  تاریخ معاصر هزاره و جبهه احیای هویت ملی  و کویته صدای رسا مردم ما در دوران کنونی است. کویته در سوگ بلخ و بامیان تا یکه ولنگ و بهسود همانند من وتو سر به زانوی غم گذاشته و غم شریک دردهای ما بوده و خواهد بود. اما خواهر، برادر، پدر و مادر همدرد و هم آواز! هزاره امروز در کویته درگذار سختترین وضعیت تاریخی اش قرار دارد، کشتار هدفمندانه وزنجیره ی هزاره ها در کویته در سال 2004 با کشته شدن 11 سرباز هزاره آغاز، و در سال 2009 به اوج خود رسید،اما به طور مقطعی وبا فشار ناشی از تظاهرات جهانی هزاره ها بر حکومت پاکستان به مدت کوتاهی متوقف شد. لیکن آنانیکه پایبند به هیچگونه قانون و باوری نیستند در سال2011 کشتار هزاره های کویته را، بار دیگر پر رنگ تر از پیش از سر گرفتند که متاسفانه در طول اندک زمانی بیش از هفتصد نفر شهید و صدها تن زخمی  به جای گذاشت.
اینک دستان زر و زور، بازی دیگری آغاز نموده و با شروع دو باره این فاجعه بشری  در کویته برما و شماست که با سردادن ندای عدالتخواهی، همدردی خویش را با هزاره های مظلوم و خونین سینه کویته پاکستان اعلام داشته و دَین انسانی خود را ادا نماییم .
برادران و خواهران هم سرنوشت و محروم بامیانی!
بیایید در اعتراض به این کشتار وحشیانه در یک راهپیمایی حق خواهانه  با مردم بی دفاع کویته همصدا شویم و به گوش جهان و جهانیان برسانیم که مردم ما هیچ گاه خواهان جنگ و بی ثباتی نیست و نمیباشد. امروز کودکان یتیم و بازماندگان شهدای کویته چشم انتظار من و تو است؛ هزاره های کویته  نه تنها زنده وار زندگی کرده بودند، بلکه در طول تاریخ برای ما پشتوانه  محکمی نیز بوده اند….
وعدۀ ما: روز سه شنبه پنج ثور/  24 اپریل/ از ساعت 9:30 الی ختم راه پیمایی.
مسیر حرکت: از مسجد رهبر شید بابه مزاری(ره) الی مقابل دفتر کمیسیون مستقل حقوق بشر و یونما.
ستاد برگزاری مراسم راهپیمایی

۱۳۹۱ فروردین ۲۸, دوشنبه

در سال روان امید به بامیان برمی گردد؟

پس از گذشت یک دهه از حاکمیت نظام فعلی، که امید میرفت با هزینه نمودن دهها میلیار دالر کمک های جامعه جهانی به افغانستان، انکشاف، بازسازی و ساخت زیربناهای اقتصادی و اجتماعی در کشور، فراگیر، متوازن و بسیار چشمگیر باشد، بدبختانه اندیشه های قبیله محور و تعصب گرا از یک سو و ضعف مدیریت در سوی دیگر، روند توزیع و اختصاص منابع را منحرف ساخته و در مسیر منافع غیرهمگانی و غیرملی سوق داده است.

اینک پس از ده سال، مبغضوضیت و محکومیت در یک جانب و تمرکز غیرعادلانه قدرت و ثروت و پیشرفت در جانب دیگر، بخوبی در گوشه گوشه این کشور، خود نمایی میکند.

بامیان، سرزمینی که فقط ویرانه ها و تمدن گذشته اش، شهره جهانی شده است، به نظر میرسد در مسیر خشم و غضب تاریخی حاکمان قرار گرفته است و نباید با کاروان پیشرفت و تمدن در افغانستان همگام باشد بلکه سرنوشتش می بایست با همان پیشه جوالی گری و فقر و تنگدستی گره خورده بماند.

آنچه از پیش نویس بودجه انکشافی سال 1391 کشور بر می آید، نشان میدهد که درین سال نیز پروژه های بزرگ و موثر در وضعیت زندگی مردم بامیان، پیش بینی نشده است، بلکه تداوم چند پروژه سال های گذشته از جمله سرک بامیان- یکاولنگ، سرک بامیان – کابل از مسیر غوربند و سرک بامیان – کابل از مسیر بهسود میباشد که سالهاست ذهنیت مردم را بخود مشغول ساخته و همه ساله بودجه آن در شمار بودجه انکشافی ولایت بامیان فقط به بلند نشان آمار و ارقام کمک می کند و بس.

انرژی برق که از اساسی ترین و مبرم ترین نیازمندی های ولایت بامیان به حساب می آید، بازهم همانند سالیان گذشته، ره بسوی بامیان نخواهد گشود و مردم بامیان بازهم باید با شبهای شان را با نور اریکین نورانی سازند.

وضعیت معارف و تعلیم و تربیه نیز با آماری که از میزان کامیابی شاگردان مکاتب در آزمون کنکور به دست آمده است، دیگر امیدی به اینده معارف نیز نمیتوان داشت.

بناءً با وضعیتی آکنده از سکوت و انتظار که یاس و نا امیدی در دلها، نقش بسته است، میتوان به آینده روشن و امیدوار کننده که تغییرات اساسی و بنیادین را در عرصه های مختلف در ولایت بامیان بدنبال داشته باشد میتوان دل بست؟ آیا بازهم امید به بامیان برخواهد گشت؟ اگر در طول سالیان گذشته همواره وضعیت بدتر از آنچه بوده، شده است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

بامیان، سرزمین سکوت و دیار یاس

بامیان دیگر رونق و رمقی در خود نمی بیند، زیرا لباس یاس پوشیده است و از چشمه نا امیدی آب می نوشد، گفتن و داد زدن و فریاد کردن ها و حرکت های مدنی که آوازه و شهرت جهانی یافتند هیچ زخمی از زخم های بامیان را التیام نبخشیدند و گرهی از گره های کور این سرزمین را نگشودند.
علاقمندی را نمیتوان یافت که منتظر شنیدن مژده و خبر خوشحال کننده ای از بامیان باشد، زیرا امیدی برای شنیدن رویداد های شادی بخشی که حاکی از رشد و ترقی و انکشافات وسیع و زیربنایی باشد وجود ندارد.
دوستی در وبلاگش از عدم علاقمندی برای نوشتن گفته بود و از اینکه این بیماری سایر صفحات انترنتی که در گذشته هر روز بروز میشدند را نیز مبتلا کرده است. منم با ایشان موافقم و بدین باورم که گفتن و نوشتن، تاثیری نداشته است و به همین علت باعث سرخوردگی و ناامیدی وبلاگ نویسان بامیانی شده است. آنانی که گفتند و انتقاد کردند مورد توبیخ و سرزنش قرار گرفتند و کم کمک از صحنه ها کناره گرفتند و به انزوا کشانیده شدند.
بنابرین بهترین گزینه گریستن برای بامیان در گوشه تنهایی و بدور از چشمان قدرت و زور، است و بس.

۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

خفته گان

آنها که رویاروی

با چشمان گشاده در مرگ نگریستند،

از برادران سربلند،

در محله تاریک

یک تن بیدار نیست.

از آنها که خشم گردن کش را در در گره مشت های خالی خویش فریاد کردند،

از خواهران دلتنگ،

در محله تاریک

یک تن بیدار نیست.

ای برادران!

شماله ها فرود آرید

شاید که چشم ستاره ای

به شهادت

در میان این هیاکل نیمی از رنج و نیمی از مرگ که در گذرگاه رویای ابلیس به خلا پیوسته اند

تصویری چنان بتواند یافت

که شباهتی از یهوه به میراث برده باشد.

اینان مرگ را سرودی کرده اند.

اینان مرگ را

چندان شکوه مند و بلند آواز داده اند

که بهار

چنان چون آواری

بر رگ دوزخ خزیده است.

ای برادران!

این سنبله های سبز

در آستان درو سرودی چندان دل انگیز خوانده اند

که درو گر

از حقارت خویش

لب به تحسر گزیده است.

مشعل ها فرود آرید که در سراسر گتتوی خاموش

به جز چهره جلادان

هیچ چیز از خدا شباهت نبرده است

اینان به مرگ از مرگ شبیه ترند

اینان از مرگ بی مرگ شباهت برده اند.

سایه ای لغزان اند که

چون مرگ

بر گستره غمناکی که خدا به فراموشی سپرده است

جنبشی جاودانه دارند.

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

جامعه امروزی و ضرورت محوریت واحد در رهبری

شکل گیری محوریت واحد، مستحکم و مبتنی بر اهداف و منافع مشترک و حیاتی، در رهبری سیاسی، در جامعه هزاره، که در درازمدت بتواند به ایجاد ساختاری یک اجماع بزرگ و ناگسستنی بینجامد، ضرورت حیاتی و کتمان ناپذیریست که باید به آن معترف بود و از تمام پتانسیل های موجود و با استفاده از روش های موثر و کارا، به سوی آن گام نهاد و موانع جاری درین مسیر سخت و پر خم و پیچ را از سر راه برداشت.
و آنچه میتوان به عنوان نکته تایید و تصدیق این ضرورت برای جامعه هزاره نگاشت، برگشت به عصر و زمان رهبری رهبرشهید مزاری بزرگ و بازخوانی برگ های سبز تاریخ آن زمان است که انسجام و اتحاد فکری و عملی مبتنی بر منافع مردم، را به نمایش می گذارد و نشان میدهد که همبستگی شگفت انگیز آن زمان در میان هزاره ها فقط متاثر از رهبری خردمندانه و بکارگیری کارویژه های دقیق و سنجیده شده توسط رهبر عالیقدر مان مزاری بزرگ بوده است.
مهمتر آن که جایگاه تاریخی و نقش پر رنگ و تعیین کننده هزاره ها در آن زمان که بعنوان یکی از قطب های اصلی قدرت و یکی از ارکان عمده جریان عدالت خواهی در سطح بین الملل شناخته شده بود، هویت گم گشته این قوم را به آنان بازگردانید و حضور و مشارکت آنان در تمام عرصه ها تثبیت کرد فقط ثمره همین انسجام و اتحاد بوجود آمده در آن زمان بود.
بدبختانه بعد از شهادت رهبر شهید و وقوع تحولات و تغییرات در اوضاع افغانستان، همبستگی بوجود آمده به شکل ناباورانه از هم گسیخت و دچار پراکندگی ها و چند دستگی هایی گردید که به نظر میرسد نتایج مثبتی را در پی نداشته است. حضور وسیع و تقریباً رضایت بخش نخبگان هزاره در سطوح بالای لایه های رهبری نظام در آوان استقرار نظام مردم سالاری با گذشت زمان به تدریج سیر نزولی را طی کرد و حتی در سالیان اخیر کار به جایی رسید که کاندید وزاری متعلق به قوم هزاره به دلیل بالاگرفتن تبعیضات در نظام حاکم نتوانستند از فیلتر تعصبات و تبعیضات گروه های تمامیت خواه و قدرت طلب، عبور نموده و مشارکت هزاره ها را در لایه های رهبری نظام به تمثیل بگیرند.
عدم توجه وبی اعتنایی مفرط رئیس جمهور کرزی در وفا به وعده ها و تعهداتی که در قبال مردم سپرده بود بعد از تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری که آن را بدون شک مدیون آرای هزاره ها می باشد، بازهم جایگاه هزاره ها را در نظام ،متزلزل تر و کمرنگ تر ساخت تا وضعیت از آنچه بود بدتر نیز گردد.
وضعیت نابسامان فعلی حاکم بر کشور و به انزوا کشانیده شده هزاره ها و کاستن تعمدی از میزان حضور و مشارکت سیاسی آنان در نظام، بدون شک حاصل چند دستگی ها و اختلافات و فاصله هاییست که در جریان های مربوط به هزاره ها بوجود آمده است و همانند گذشته گروه انحصار طلب و تمامیت خواه را جرات و جسارت بخشیده است تا دیگر بشکل گذشته به آنان اهمیت نداده و حتی در پی حذف آنان برآید.
بدین اساس نجات بخش جامعه برای خروج از وضعیت کنونی که میرود تا به گذشته های تلخ و خطرناک برگردد و صفحات تاریخ سیاه و منفور دوره های عبدالرحمانی و شاهنشاهی را بار دیگر ورق بزند، فقط و فقط گذشتن از منافع شخصی و زودگذر، پانهادن روی اهداف و اغراض منفی و جاه طلبانه بوده و در ادامه پیوستن به یک اجماع هدفمند برای آینده هدفمند میباشد که همانا احقاق حقوق همیشه پامال شده این مردم در درازنای تاریخ افغانستان است. پس بر نخبگان و پیشگامان و داعیان رهبری ماست که بیشتر ازین آب به آسیاب دشمن نریزند و تیشه به ریشه خویش نکوبند، بل بخود آیند و با شکل دادن به یک محوریت کارا و موثر آینده این مردم را تضمین کنند

۱۳۹۰ اسفند ۱۳, شنبه

حروف نام تو، یعنی هزاره ممنوع است

حروف نام تو یعنی هزاره ممنوع است
و در تحسب خصم این شماره ممنوع است
کنار جاده نوشتند کاین گذر بند است
عبور هرچه هزار و هـــــــزاره ممنوع است
چه روزگار غریبی شد و چه رسم بدی
که جز به مرگ، تو را راه چاره ممنوع است
برای آنکه چرا دست باز میخوانی،
نماز شیعه بدین آشــــــکاره ممنوع است
چگونه زنده بمانی که حرف حق گفتی
به هر کرانه چو هستی، گذاره ممنوع است
از این کرانه اگر بگذری به جای دگر
بمان، بمان که عبـــــور دوباره ممنوع است
به نام تیره تو را با دم تبر کشتند
که در نجابت شهر این قواره ممنوع است
هزار نسبت و نام دگر به تو دادند
و نیز گفته شد این که: کفاره ممنوع است
به روی پرده دیوار با تفنگ نوشت
نگه بسوی فراز ستاره ممنــــــــــوع است
هزار را عدد نحس گفته، دار زدند
حروف نام تو، یعنی هزاره ممنوع است