هزاران نفر از بامیانی های همیشه متمدن و صلح دوست، همدردی شان را هزاره های کویته پاکستان که این روز ها سخت مورد قتل و کشتار های بیرحمانه و عامدانی گروهک های تروریستی قرارگرفته اند علام داشته و نفرت و انزجار شان را از این عمل گروهگ های آدم کش، به جهانیان نشان دادند.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سهشنبه
تظاهرات مردم بامیان در اعتراض به کشتار هدفمند هزاره ها در پاکستان
هزاران نفر از بامیانی های همیشه متمدن و صلح دوست، همدردی شان را هزاره های کویته پاکستان که این روز ها سخت مورد قتل و کشتار های بیرحمانه و عامدانی گروهک های تروریستی قرارگرفته اند علام داشته و نفرت و انزجار شان را از این عمل گروهگ های آدم کش، به جهانیان نشان دادند.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه
اطلاعیه هزاره های بامیان، جهت برگزاری راهپیمایی بر ضد کشتار هزاره های کویته
از دیرباز تاکنون و در بحبوحۀ بیش از یک قرن استبداد وحاکمیت زور، فرهنگ وملیت هزاره تحریف وانکار شد؛ به تکرار زیر تیغ نسل کشی های جلادان قرار گرفته و دردناکترین ضربات برخاسته از ضمیر تاریک وسیاه تعصب وتحجر را بر پیکرۀ هویت اتنیکی خود متحمل شد. از نابود سازی مستقیم وهدفمند کتب وآثار تاریخی ، تحریف واژه ها واصطلاحات قومی تا کشتار هزاره های بخون تپیده کویته پاکستان اعم از زن ومرد ، پیر وجوان و خرد وکلان، خود دلیل بارز موجودیت سیاستمردانی زبون است که چنین کشتار ددمنشانه وسیستماتیک را راهبری می کنند؟! غافل از آنکه پایان شب سیه سپید است ومردم غیور وصبور هزارستان هر چند که درد ورنج غربت را با قطره قطره خونشان احساس نموده و تن رنجورشان از زخمه صد نیرنگ بازیگران زر و زور جریحه دار بی مهری دایه های مهربانتر از مادر شده است، چشم به دستان مهربان هم نوعانشان دوخته اند تا مرگ ظلمت و طلوع روشنایی را جشن بگیرند چرا که:
۱۳۹۱ فروردین ۲۸, دوشنبه
در سال روان امید به بامیان برمی گردد؟
پس از گذشت یک دهه از حاکمیت نظام فعلی، که امید میرفت با هزینه نمودن دهها میلیار دالر کمک های جامعه جهانی به افغانستان، انکشاف، بازسازی و ساخت زیربناهای اقتصادی و اجتماعی در کشور، فراگیر، متوازن و بسیار چشمگیر باشد، بدبختانه اندیشه های قبیله محور و تعصب گرا از یک سو و ضعف مدیریت در سوی دیگر، روند توزیع و اختصاص منابع را منحرف ساخته و در مسیر منافع غیرهمگانی و غیرملی سوق داده است.
اینک پس از ده سال، مبغضوضیت و محکومیت در یک جانب و تمرکز غیرعادلانه قدرت و ثروت و پیشرفت در جانب دیگر، بخوبی در گوشه گوشه این کشور، خود نمایی میکند.
بامیان، سرزمینی که فقط ویرانه ها و تمدن گذشته اش، شهره جهانی شده است، به نظر میرسد در مسیر خشم و غضب تاریخی حاکمان قرار گرفته است و نباید با کاروان پیشرفت و تمدن در افغانستان همگام باشد بلکه سرنوشتش می بایست با همان پیشه جوالی گری و فقر و تنگدستی گره خورده بماند.
آنچه از پیش نویس بودجه انکشافی سال 1391 کشور بر می آید، نشان میدهد که درین سال نیز پروژه های بزرگ و موثر در وضعیت زندگی مردم بامیان، پیش بینی نشده است، بلکه تداوم چند پروژه سال های گذشته از جمله سرک بامیان- یکاولنگ، سرک بامیان – کابل از مسیر غوربند و سرک بامیان – کابل از مسیر بهسود میباشد که سالهاست ذهنیت مردم را بخود مشغول ساخته و همه ساله بودجه آن در شمار بودجه انکشافی ولایت بامیان فقط به بلند نشان آمار و ارقام کمک می کند و بس.
انرژی برق که از اساسی ترین و مبرم ترین نیازمندی های ولایت بامیان به حساب می آید، بازهم همانند سالیان گذشته، ره بسوی بامیان نخواهد گشود و مردم بامیان بازهم باید با شبهای شان را با نور اریکین نورانی سازند.
وضعیت معارف و تعلیم و تربیه نیز با آماری که از میزان کامیابی شاگردان مکاتب در آزمون کنکور به دست آمده است، دیگر امیدی به اینده معارف نیز نمیتوان داشت.
بناءً با وضعیتی آکنده از سکوت و انتظار که یاس و نا امیدی در دلها، نقش بسته است، میتوان به آینده روشن و امیدوار کننده که تغییرات اساسی و بنیادین را در عرصه های مختلف در ولایت بامیان بدنبال داشته باشد میتوان دل بست؟ آیا بازهم امید به بامیان برخواهد گشت؟ اگر در طول سالیان گذشته همواره وضعیت بدتر از آنچه بوده، شده است.
۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه
بامیان، سرزمین سکوت و دیار یاس
بنابرین بهترین گزینه گریستن برای بامیان در گوشه تنهایی و بدور از چشمان قدرت و زور، است و بس.
۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سهشنبه
خفته گان
آنها که رویاروی
با چشمان گشاده در مرگ نگریستند،
از برادران سربلند،
در محله تاریک
یک تن بیدار نیست.
از آنها که خشم گردن کش را در در گره مشت های خالی خویش فریاد کردند،
از خواهران دلتنگ،
در محله تاریک
یک تن بیدار نیست.
ای برادران!
شماله ها فرود آرید
شاید که چشم ستاره ای
به شهادت
در میان این هیاکل نیمی از رنج و نیمی از مرگ که در گذرگاه رویای ابلیس به خلا پیوسته اند
تصویری چنان بتواند یافت
که شباهتی از یهوه به میراث برده باشد.
اینان مرگ را سرودی کرده اند.
اینان مرگ را
چندان شکوه مند و بلند آواز داده اند
که بهار
چنان چون آواری
بر رگ دوزخ خزیده است.
ای برادران!
این سنبله های سبز
در آستان درو سرودی چندان دل انگیز خوانده اند
که درو گر
از حقارت خویش
لب به تحسر گزیده است.
مشعل ها فرود آرید که در سراسر گتتوی خاموش
به جز چهره جلادان
هیچ چیز از خدا شباهت نبرده است
اینان به مرگ از مرگ شبیه ترند
اینان از مرگ بی مرگ شباهت برده اند.
سایه ای لغزان اند که
چون مرگ
بر گستره غمناکی که خدا به فراموشی سپرده است
جنبشی جاودانه دارند.
۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه
جامعه امروزی و ضرورت محوریت واحد در رهبری
و آنچه میتوان به عنوان نکته تایید و تصدیق این ضرورت برای جامعه هزاره نگاشت، برگشت به عصر و زمان رهبری رهبرشهید مزاری بزرگ و بازخوانی برگ های سبز تاریخ آن زمان است که انسجام و اتحاد فکری و عملی مبتنی بر منافع مردم، را به نمایش می گذارد و نشان میدهد که همبستگی شگفت انگیز آن زمان در میان هزاره ها فقط متاثر از رهبری خردمندانه و بکارگیری کارویژه های دقیق و سنجیده شده توسط رهبر عالیقدر مان مزاری بزرگ بوده است.
مهمتر آن که جایگاه تاریخی و نقش پر رنگ و تعیین کننده هزاره ها در آن زمان که بعنوان یکی از قطب های اصلی قدرت و یکی از ارکان عمده جریان عدالت خواهی در سطح بین الملل شناخته شده بود، هویت گم گشته این قوم را به آنان بازگردانید و حضور و مشارکت آنان در تمام عرصه ها تثبیت کرد فقط ثمره همین انسجام و اتحاد بوجود آمده در آن زمان بود.
بدبختانه بعد از شهادت رهبر شهید و وقوع تحولات و تغییرات در اوضاع افغانستان، همبستگی بوجود آمده به شکل ناباورانه از هم گسیخت و دچار پراکندگی ها و چند دستگی هایی گردید که به نظر میرسد نتایج مثبتی را در پی نداشته است. حضور وسیع و تقریباً رضایت بخش نخبگان هزاره در سطوح بالای لایه های رهبری نظام در آوان استقرار نظام مردم سالاری با گذشت زمان به تدریج سیر نزولی را طی کرد و حتی در سالیان اخیر کار به جایی رسید که کاندید وزاری متعلق به قوم هزاره به دلیل بالاگرفتن تبعیضات در نظام حاکم نتوانستند از فیلتر تعصبات و تبعیضات گروه های تمامیت خواه و قدرت طلب، عبور نموده و مشارکت هزاره ها را در لایه های رهبری نظام به تمثیل بگیرند.
عدم توجه وبی اعتنایی مفرط رئیس جمهور کرزی در وفا به وعده ها و تعهداتی که در قبال مردم سپرده بود بعد از تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری که آن را بدون شک مدیون آرای هزاره ها می باشد، بازهم جایگاه هزاره ها را در نظام ،متزلزل تر و کمرنگ تر ساخت تا وضعیت از آنچه بود بدتر نیز گردد.
وضعیت نابسامان فعلی حاکم بر کشور و به انزوا کشانیده شده هزاره ها و کاستن تعمدی از میزان حضور و مشارکت سیاسی آنان در نظام، بدون شک حاصل چند دستگی ها و اختلافات و فاصله هاییست که در جریان های مربوط به هزاره ها بوجود آمده است و همانند گذشته گروه انحصار طلب و تمامیت خواه را جرات و جسارت بخشیده است تا دیگر بشکل گذشته به آنان اهمیت نداده و حتی در پی حذف آنان برآید.
بدین اساس نجات بخش جامعه برای خروج از وضعیت کنونی که میرود تا به گذشته های تلخ و خطرناک برگردد و صفحات تاریخ سیاه و منفور دوره های عبدالرحمانی و شاهنشاهی را بار دیگر ورق بزند، فقط و فقط گذشتن از منافع شخصی و زودگذر، پانهادن روی اهداف و اغراض منفی و جاه طلبانه بوده و در ادامه پیوستن به یک اجماع هدفمند برای آینده هدفمند میباشد که همانا احقاق حقوق همیشه پامال شده این مردم در درازنای تاریخ افغانستان است. پس بر نخبگان و پیشگامان و داعیان رهبری ماست که بیشتر ازین آب به آسیاب دشمن نریزند و تیشه به ریشه خویش نکوبند، بل بخود آیند و با شکل دادن به یک محوریت کارا و موثر آینده این مردم را تضمین کنند