۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

شفافیت و حسابدهی، به تحکیم حکومتداری می انجامد

گزارش دهی حکومت محلی به ملت در ولایت بامیان، پروسه ایست که از هفت سال بدینسو بمنظور تامین شفافیت و حسابدهی و اطلاع رسانی از انکشافات صورت گرفته به مردم، درین ولایت تطبیق میگردد.
به یقین که روابط منطقی و دوامدار میان حکومت و مردم و اطلاع رسانی و گزارش دهی فرایندیست که میتواند میزان باور و اعتماد مردم نسبت به حکومت و ادارات اجرائیوی را ازدیاد بخشیده و آن را بسوی سیر صعودی سیر دهد، اما به شرط آنکه عناصر حیاتی و موثر درین روند در نظر گرفته شود.
بازتاب حقایق و کارکرد های واقعی و روشن ادارات در حضور نمایندگان واقعی مردم که قدرت درک و تحلیل معلومات و گزارشات را داشته باشند حقیقتا بار موثریت کنفرانس گزارش دهی را به میزان وسیعی افزایش میدهد.
حضور پررنگ و همه جانبه نمایندگان جامعه مدنی و اصحاب رسانه ها به خصوص رسانه های مستقل و غیر وابسته و سهم گیری فعالانه و متعهدانه آنان در جریان کنفرانس، میتواند نقش بسا مهم و تعیین کننده ای در شفافیت هرچه بیشتر و گشوده شدن زوایای تاریک داشته باشد.
دادن فرصت کافی و مساویانه به تمام اشتراک کنندگان که بتوانند آزادانه و بدون هیچ ملاحظه و سانسوری سوالات شان را از نهادهای مورد نظرشان مطرح سازند و دریافت پاسخ های مقنع و موجه در تمام موارد، حق مسلم آنان دانسته شود.
مسئولین امور که از صلاحیت کامل برخوردارند باید در مقابل سوالات طرح شده باخونسردی و با توضیحات کامل به پاسخ بپردازند و اجازه ندهند احساسات برآنان غلبه نموده و یاهم سوالات را عمداً و یا بگونه غیر عمدی به خصومت، دشمنی و یا توطئه و تخریب تعبیر نمایند، در غیر آن طرح سوالات و جوابات مبهم و کلی و غیرقناعت بخش، به جزء اغتشاش اذهان نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت.
انتقاد پذیری و اعتراف به کمکاری و پذیرفتن نواقص و معایت و احیاناً تقصیرات توسط مسئولین امور، جایگاه خاصی در پروسه گزارش دهی باید داشته باشد و باتوجه به این اصل که هیچ امری بدون خلاء و نواقص نمیتواند باشد و همگان به آن مقر و معترفند، به یقین که مسئولین در ولایت بامیان نیز از آن استثناء نیستند، پذیرش نواقص و کمکاری ها برجسته ترین و موثر ترین بخش روند گزارش دهی به ملت را میتواند تشکیل دهد زیرا ملت نه فقط تشنه شنیدن توصیفات و تعریفات و گوش دادن به آمار و ارقامی هستند که مسئولین خود بیان میکنند، بلکه میخواهند بدانند آنانی که در انجام وظایف شان تعلل نموده اند و یا هم توانایی پیشبرد وظایف شان را ندارند، با چه برخوردی از طرف مقامات مربوط مواجه میشوند تا در سال آینده شاهد بهبود اوضاع و شنونده دست اوردهای بیشتر و بهتر و با کیفیت تر، باشند.
کنفرانس گزارش دهی حکومت محلی بامیان به ملت نیز تعدادی از موارد ذکر شده را داشته است و امید میرود که روند روبه بهبود این امر، سال به سال سرعت بیشتری بخود گیرد و ساکنین ولایت بامیان لایه های اعتماد شان به حکومت را ضخیم تر ببافند و نتیجتاً انکشاف و ترقی و بهبود امور و وضعیت نابسامان انکشافی و بازسازی فعلی در ولایت بامیان، اندکی بسوی مسیر مثبت و سازنده به پیش رود.
آنگاه خواهد بود که بامیان باردیگر جایگاه واقعی خویش را در جغرافیای کشور بدست آورد و از زیر لایه های سنگین و ضخیم فقر و محرومیت بدر آید.

۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

کمک های مردم و جامعه مدنی بامیان به زندانیان در بند میرسد؟؟؟

دیروز شنیدم جمعی از فعالین مدنی بامیان و مردم خیر این ولایت مقداری از مواد سوختی و محروقاتی را برای زندانیان محبس ولایت بامیان که در سرمای شدید زمستان بامیان بدون وسایل گرمازا به سرمی برند، جمع آوری کرده اند.
سخن اصلی این جاست که کدام ضمانتی وجود دارد که این کمک ها مستقیما بدست این زندانیان برسد و آنان از آن در جهت گرم کردن اتاق های شان استفاده کنند؟ با توجه به اینکه براساس اظهارات آمر محبس این ولایت، استفاده از مواد آتش زا در داخل زندان ممنوعیت قانونی دارد و نباید استفاده شود. با این حال آیا آنان راضی به این میشوند که قانون را در جهت دلسوزی و ترحم به زندانیان بشکنند؟ و مسئولیت شکستن قانون را چه شخص و یا نهادی به عهده میگیرد؟
این در حالیست که دولت هیچ توجهی برای راه اندازی سسیتم گرم کننده برای زندانیان در داخل اتاق های این زندان کرایی ایجان نکرده است.

۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

قانون گریزی حکومت و تاثیرات آن بر نسل جوان

قانون در مفهوم کلی به عنوان مجموعه ضوابط و قواعد، مکلفیت ها و مسئولیت ها، در محدوده جغرافیایی مشخص و با شعاع تطبیقی معین، در تمام نظام های حاکم بر جوامع بشری از دیرباز در تاریخ بشریت، نقش تنظیم کننده مناسبات و روابط متقابل میان حاکمیت جامعه، میان مردم مربوط به جامعه و روابط خارجی جامعه را داشته است.
در کشور افغانستان نیز که حالت پسا بحران نسبت به ده سال گذشته را در حال تجربه کردن است و یا به تعبیر دیگر کشور درگیر بحران افغانستان، نیز توانسته در موجودیت مجلسین شورای ملی، تعدادی از قوانین را تنظیم نموده و به تصویب برساند تا باشد که در تنظیم و بهبود حکومت داری و تحکیم پایه های نظام بر پایه روابط قانونمدار و منضبط، موثر واقع گردد.
اما با نهایت تاسف دیده میشود که قوانین مصوب و نافذه کشور، تا اکنون از شعاع تطبیقی کاملی برخوردار نگردیده و نتوانسته است آنگونه که باید و شاید در تامین حقوق شهروندان این سرزمین و یاهم تامین روابط یکسان حکومت با شهروندان اثر گذار باشد.
عواملی هم که باعث این مسئله شده است قسماً به عدم آگاهی از قوانین برمیگردد و عمدتاً دلیل عمده عدم تطبیق درست، فراگیر و یک سان قوانین بالای همه شهروندان، موجودیت تبعیض، زورگویی، تمرکز قدرت، مسئولیت گریزی و مهمتر از همه عدم موجودیت نهاد های تطبیق قانون و یا هم ناکارا بودن این نهادها، باعث شده است قانون گریزی و تفسیر های سلیقوی مبتنی بر منافع شخصی، بیشتر از پیش شکل گیرد و دامنه آن در تمام لایه های نظام گسترش یابد.
و اما جوانان افغانستان که برخاسته از آتش جنگ و دود خاکسترند، بیشتر از سایر اقشار جامعه ، در میان لایه های سنگین قانون شکنی و لگدمال کردن قانون توسط زورمداران، در عرصه های مختلف قربانی میشوند.
و اما آنچه محور بحث را تشکیل میدهد، اثرات و پیامد های مخرب و ناگوار قانون گریزی مسئولین (زورمداران) بر جوانان و روحیه فردی و اجتماعی آنان است.
جوانانی که پس از سه دهه جنگ و بحران اندکی روزنه امید و آرامش به سوی شان گشوده شده است و میروند تا آینده روشنی را برای این کشور رقم بزنند، در مواجه با قانون گریزی ها و قانون شکنی ها، همان اندک امید شان به تحکیم پایه های دموکراسی، به یاس مبدل گردیده و باورمندی های شان نسبت به نظام و حکومت، فروخواهد پاشید.
و آنگاه که جوان در محدوده از بی باوری ها قدم گذاشت، خود در میسر انحراف و قانون شکنی پا میگذارد و زمینه را برای رو آوردن به جرایم از انواع گوناگون آن فراهم ساخته و در نهایت منتج به تخریب لایه های جامعه گردیده و از هم گسیختگی ها و ناهنجاری های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در جامعه بدنبال خواهد داشت.
بناءً می طلبد تا مسئولین امر با توجه کردن و اهمیت دادن به جوان و روحیه شکننده جوانان در شرایط فعلی، بکوشند تا از سرخوردگی و بی باوری آنان نسبت به نظام و حکومت از اقدامات بازدارنده استفاده برده و با بها دادن به جوان و اندیشه های جوان، آینده درخشان و روشن کشور را با این سرمایه گرانبها، تضمین کنند.

۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

هزاره پچق، جرمی که از دهها سال بر پیشانی مان حک شده است

هزاره پچق، لقـب توهین آمیز و تحقیــــر کننده ایست که در طی سالـیان سال، به عنوان جرم سنـگین، بر پیشانی یکی از اقــوام بزرگ ساکن در کشور افغانستان، حک شده است و همواره توسط سایر اقــــوام بگونه طعنه به این قوم
استفاده شده است.
با روایت دو قصـه واقعی که نگارنده خود حضوراً شاهـــد آن بوده است، به تفـصیل موضوع میپردازیم. اخیراً سفری به کابل؛ به شهر پایتخـــت داشتم، شهـری که از سالیان متمادی به این سو اقوام مخــتلف در کنار همزیسته اند، روزی در سطح شهر در حال گــــــذار بودم، در داخل یکی از فروشگاهها گفتـــگوی دو جوان با همدیگر به شدت تکانم داد، هر دوی آنان در مورد کسی حرف میزدند که احتمالاً با وی برسری چــیزی مخالفت پیدا کرده بودند، آنان وی را در غیاب "هزارگی" یا "هزاره گک" خطاب میکردند و مذمت وی را میکردند. این کلمات بارها تکرار شد و من با شنیدن آن به شدت عصبانی شده بودم و چون من در شرایطی نبودم که با آنان حرف میزدم، زیرا ممکن بود به درگیری بینجامد، با فروخوردن خشم خویش از کنار آن با حسرت گذشتم. روز دیگر بازهم در شهر کابل درگیری دو زن، یکی از قوم هزاره و دیگری از قوم دیگری توجهم را بخود جلب کرد.
ندانستم مشکل برسر چه چیزی بود ولی زنی که از قوم دیگر بود درحالیکه به شدت عصبانی بود، فقط و فقط کلمه "هزاره پچق" را بدون وقفه در مقابل زن هزاره تکرار میکرد. این درحالی بود که زنی که داشت فحش میداد اگر با زن هزاره مقایسه میشد، چنان از چهره زشت و کثیف و بدترکیب برخوردار بود که شاید نمیشد با وی در یک کاسه نان خورد. (لازم به یاد آوریست که با ذکر جمله اخیر به هیچوجه قصد و هدف توهـــــین به سایر اقـــوام کشـــــور را ندارم و فـقط منحیث یاد آوری از آن یاد کردم).
نمونه های ازین دست زیاد است و روزانه همگان شاهد آنند، اما چرا؟ چرا هزاره بودن هنوز هم جرم است و تقصیر ؟ اصلا چرا "پچق" بودن بینی جرم است؟ چرا "پچق" بودن بینی هزاره ها به عنوان نقصیه و یا نازیبایی پنداشته میشود؟ در کجای متون علمی و فرهنگی دنیا نوشته اند بینی بلند زیبا و بینی "پچق" نا زیبا و زشت است؟












با دیدن این وضعیت ناخود آگاه بیاد گفته های برحق و متین رهبر شهید، مزاری بزرگ می افتیم که فرموده بود: "من برای مردم خود فقط این را میخواهم که دیگر هزاره بودن شان جرم نباشد." او خود این طعنه ها را شنیده بود و نمیخواست دیگر به عنوان هزاره؛ یکی از اقوام بزرگ که از ساکنین اصلی این سرزمین می باشد، مورد توهین و تحقیر قرار گیرد.
آیا با وضعیت موجود و با وجود چنین کینه ها و تبعیضات عمیق و گسترده بازهم میتوان به ملت سازی و وحدت ملی امیدوار بود؟ آیا میشود بازهم امید داشت که اقوام ساکن در افغانستان میتوانند در آینده در کنار هم زندگی کنند و در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... مشارکت عادلانه و متوازن داشته باشند؟ البته این تبعیضات و نابرابری ها نه تنها در میان مردم عام وجود دارد، بلکه حتی در رده های بالای حکومتی هم به وضوح قابل رویت است و ملموس.
نوع برخورد حکومت با ولایات هزاره نشین در سهمیه بندی بودجه، پروژه های انکشافی، بازسازی و نوسازی زیربناها، بخوبی حکایت گر موجودیت تبعیض و نابرابری با قوم هزاره است.
بدین اساس، شعار های فریبنده حکومت در مورد وحدت ملی، ملت سازی، مشارکت ملی، توازن، برابری، عدالت و ... چیزی نیست جز سخنان، حرف های زیبا ولی میان تهی که با آن فقط میشود ملیت ها را فریب داد و چند روزی بر آنان حکم راند.

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

و این رسانه های ترسو ...!!!

روز معلم بود و برنامه های ثانیه ها از رادیو پیوند رادیوی جدید در عرصه رسانه داری در بامیان، در حال نشر بود، موضوع برنامه هم معلم، جشن روز معلم، خاطرات و گفتنی های شاگردان و شهروندان بامیانی بود، حرف های زیادی برای گفتن داشتم، دلم یک سره عقده بود و ناراحت از بی عدالتی ها و بی قانون های رخ داده در بخشی از معارف (لیسه عالی ذکور مرکز بامیان)، به برنامه زنگ و زدم و ضمن تبریک روز معلم برای معلمین واقعی و راستین، داشتم سر حرف را باز میکردم که مجری محترم برنامه آقای محمدی انگار از قبل پی برده بود من میخواهم انتقادی صحبت کنم. به عجله سرحرف را پیچید و پس از خداحافظی تیلفونم را قطع کرد. به شدت ناراحت شدم و به مدیر مسئول رادیو که از دوستان خیلی نزدیکم است زنگ زدم، وی هم با صحبتی دوستانه مرا به آرامش دعوت کرد و گفت با مجری برنامه صحبت میکند.
اما راستی از روایت داستان که بگذریم، چرا رسانه ها و مجریان برنامه های آنان اینگونه رفتار میکنند؟ من بخوبی شاهد این بودم که در برنامه آن روز، فقط کسانی اجازه حرف زدن داشتند که از کسانی تعریف میکردند و یا از خوردن و خندیدن در جشن معلم صحبت میکردند و یا هم آهنگ فرمایشی داشتند؟ نکند برنامه های این رسانه فقط جنبه تفریحی دارد و در پی برآورده شدن اهداف خاصی نیست و فقط در نظر دارد تا وقت خود شان و مردم بامیان را تلف کنند. مگر واقعیت این نیست که نشرات رسانه ها باید اهداف و مقاصد مفید و موثری را در قبال وضعیت موجود در جامعه داشته باشند؟ مگر واقعیت این نیست که رسانه ها باید به تمام مخاطبین شان به یک دید نگاه کنند؟ مگر واقعیت این نیست که فقط با یاد آوری نواقص و کم کاری های میشود به نقاط ضعف پی برد و به اصلاح آن پرداخت؟ مگر واقعیت این نیست که با انتقاد میشود مسئولین بی کفایت را به اشتباهاتش متوجه ساخت و هزاران واقعیت دیگر؟
پس چرا رسانه ها به رسالت واقعی شان توجه ندارند؟
و در نهایت چرا این قدر ترسو هستند؟

۱۳۹۰ مهر ۳, یکشنبه

قتل دو خر توسط رنجر نیروهای امنیتی

صبح امروز وقتی در مسیر خانه به طرف دفتر کار در حرکت بودم در حد فاصل میان چوک شهید مزاری و دفتر یوناما صحنه جالبی توجهم را بخود جلب کرد. صحنه خونینی که در آن دو خر با بارهای شان در کنار سرک خون و خون آلود افتاده بودند و تعدادی از افراد نیز دور آنان جمع گردیده بود، از شاهدان عینی جریان قضیه را پرسیدم، چندتن از آنان که خود شاهد صحنه بوده اند، اظهار داشتند که رنجر نیروهای قوماندانی جلب و جذب با سرعت زیادی که داشته است با این دو خر تصادف کرده و خود فرار کرده است.

جریان نهایت متاثر کننده است، افراد نیروهای امنیتی در حالیکه خود باید با احترام به قوانین و مقررات، نافذ و تطبیق کننده قانون باشند،اما با تاسف که قانون را به آسانی زیر پانموده و آن را لگد مال میکنند. حال اگر نفص قضیه تصادف را آنگونه که از نام آن پیداست پیش آمدنی و طبیعی بدانیم، فرار از صحنه به هیچوجه قابل توجیه نیست و نباید به سادگی از کنار آن گذشته آنهم درصورتیکه توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته باشد.

البته این درحالیست که در گذشته نیز واسطه های پولیس و نیروهای امنیتی حوادث مشابه زیادی را خلق کرده اند که حتی منجر به تلفات انسانی نیز شده است اما تا اکنون درسی از آن گرفته نشده و واسط های آنان با سرعت تمام در سطح شهر و مناطق مسکونی حرکت می کنند.

اینکه چه وقت اینگونه حرکات ناشایست و خلاف قانون جلوگیری میگردد و اخلاق انسانی و رعایت و احترام به قانون در میان نیروهای امنیتی حاکم میگردد، خدا میداند.

۱۳۹۰ شهریور ۳۰, چهارشنبه

قتل ربانی کرزی را وادار به تغییر پالیسی برادری با طالبان خواهد کرد؟

برهان الدین ربانی یکی از شخصیت های جهادی افغانستان، دیروز بدست طالبان در منزلش در کابل کشته شد، او پس از پیروزی مجاهدین مدتی را بشکل قانونی و پس از آن الی حمله ناتو و آمریکا به افغانستان، رئیس جمهور خوانده کشور بود.
و اما تاثیرات این ترور بر وضعیت آینده افغانستان چه خواهد بود؟
ربانی بزرگترین شخصیت سیاسی قوم تاجک؛ یکی از اقوام بزرگ ساکن در کشور است که هم اکنون سهم برجسته و بازری را در مشارکت سیاسی، نظامی افغانستان دارد، قومی که تعداد زیادی از بزرگان آن همواره با طالبان مخالف بوده و به پروسه صلح که رهبری آن را ربانی به عهده داشت اعتماد نداشتند.
با کشته شدن ربانی ادعای اکثریت کثیر از مردم افغانستان که پیوستن طالبان به پروسه صلح را یک آرزوی بیهوده و ناشدنی میدانستند یک بار دیگر ثابت شد و این میتواند پس از کشته شدن ربانی به شکل جدی تری دنبال گردد و صفحه جدیدی در سیاست افغانستان بگشاید.
بناءً بعید نیست که سیاست تاجک ها (جمعیت اسلامی) و سایر اقوام افغانستان نسبت به پالیسی ناسالم کرزی و همقطارانش به شدت تغییر کند و پروسه صلح جاری را با چالش های جدی مواجه نموده و یا حتی به قطع آن بینجامد.
اظهارات عطا محمد نور والی بلخ و یکی از شخصیت های بزرگ نظامی، سیاسی فعلی جمعیت اسلامی و تاجک ها، بخوبی موید این گفته هاست.
بهر حال گذشت زمان در آینده نشان خواهد داد که افغانستان به کدام رو حرکت خواهد کرد.

۱۳۹۰ شهریور ۲۴, پنجشنبه

ظهور رسانه های جدید، نوید بخش صفحه جدید در بامیان

رسانه ها به عنوان رکن چهارم اجتماع، نقش غیرقابل انکار و ناثیر گذاری را بازی می کنند که در صورت مدیریت درست و حرکت مطابق به اصول ژورنالیزم، اثرگذاری خاصی را در عرصه سیاست، حکومت داری، انکشاف، آگاهی دهی و آموزش در جامعه داشته باشند.
درین اواخر دو رسانه صوتی،یکی رادیو پیک از طریق دانشگاه بامیان که رادیوی سیار بوده و گاهی در مرکز و گاهی هم در ولسوالی ها نشرات دارد و یکی هم رادیو پیوند با نشرات مداوم و دایمی در مرکز بامیان، به فعالیت آغاز کرده اند.
با توجه به اینکه تا اکنون رسانه ها در بامیان بنابر دلایل مختلف حضور کمرنگ و مقطعی داشته اند، بروز و ظهور این رسانه ها، گشاینده روزنه جدیدی در عرصه کار رسانه ای و ژورنالیزم در بامیان به حساب می آید.
نشرات هرچند کوتاه مدت رادیو پیوند از نظر کیفیت و محتوا توانسته است بازتاب خوبی در جامعه داشته باشد و با نشر گزارشاتی از نواقص و کمکاری های ادارات محلی، درین عرصه پیشگام باشد.
و درین حال امید میرود که نشرات و برنامه های رادیو پیوند نیز با توجه به اظهارات مسئولین و بنیان گذاران این رسانه، گامی دیگری در راستای انعکاس و بازتاب مشکلات و دردهای مردم بامیان بوده و مسئولین حکومتی را به پاسخگویی و شفافیت وادار کند، چیزی که در بامیان کمتر مشاهده شده و تا اکنون عملی نشده است.

۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

پولیس بامیان از تامین امنیت تا مزاحمت به مردم

دلم میسوزد، دلم به حال این مردم بدبخت و همیشه محروم میسوزد، حالم از وضعیت ادارات دولتی و سیستم خدمات عامه بهم میخورد، بارها از وضعیت اسفبار اخلاقی، رفتاری و عملکرد نامناسب پولیس نوشته ام، داد زده ام و فریاد کرده ام، از توهین، تحقیر، غارت و چپاول اموال مردم، توسط پولیس حرف زده ام، و اینک داستانی دیگر از پولیس بامیان را که خود به چشم سر مشاهده کرده ام نقل میکنم.

روز قبل از عید در ورودی قریه زرگران مرکز بامیان با موتور سایکل در حال عبور بودم، موتر رنجر پولیس از مقابلم داشت می آمد، در مسیر سرک موانع سرعت گیر (دست انداز) وجود دارد تا از سرعت وسایط و به خصوص وسایط پولیس که همواره حوادث ناگوار آفریده اند، بکاهند. اتفاقا در دست انداز روبرو شدیم، واسطه رنجر هنگامیکه درحال عبور از کنار من بود به خاطر اینکه با گرد و خاک ناشی از حرکت رنجر مرا اذیت نماید، عمدا با حرکت عجیب و غریبش موجی از گرد و غبار را ایجاد کرد و درحالیکه من در میان گرد و خاک فرورفته بودم، خود با لبخند رضایت بخشی با سرعت عبور کرد.

این تنها حرکتی نیست که در برابر من انجام گرفت، بلکه بارها من و هم شهریانم شاهد اینگونه حرکات غیرانسانی که نشانگر بی اخلاقی، بیسوادی و بی مسئولیتی پرسونل پولیس بامیان است، بوده ام.

و مهم تر اینکه پولیس بامیان با این فرهنگ عقب مانده ای که دارد چگونه میتواند امنیت جانی و مالی شهروندان بامیان را تامین کند؟

۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

دروازه کابل بانک بروی مردم بامیان بسته شد


دروازه تنها نمایندگی کابل در ولایت بامیان صبح امروز بروی مردم بسته شد و کارمندان آن از پرداخت پول به مردم خودداری کردند.


در اول صبح امروز تمام کارتهای بانکی مردم که اکثریت عمده آنان را مامورین معاش بگیر دولت تشکیل میدادند و حتی از روزهای قبل برای نوبت در بانک مانده بود، برای مردم پس داده شد و حتی بعضی از کارت ها با بی احترامی و خشونت به بیرون انداخته شد.


این در حالیست که در آستانه عید فطر قرارداریم و طبعا مردم نیازشدیدی به پول دارند تا مصارف و هزینه های عیدی را تامین کنند.


مسئولین این بانک در اول صبح به مردم پاسخگو نبودند و بعد از گذشت ساعت ها بعد از وارد شدن فشار توسط مردم، یکی از مسئولین که بخود میلرزید بیرون آمده و تنها دلیل عدم پرداخت پول به مردم را عدم انتقال پول از طرف دافغانستان بانک عنوان کردند که مورد قناعت مردم واقع نشد زیرا به ادعای اکثریت مردمی که برای دریافت معاشات شان آمده بودند، معاشات آن حتی از ماههای گذشته در بانک باقیمانده است و اگر معاش این ماه شان انتقال داده نشده است، معاشات ماههای گذشته شان باید پرداخت شود که مسئولین برای این سوال هیچ پاسخی نداشته و به طفره روی روی آورده و بالاخره دوباره وادار به فرار شدند.


این درحالیست که ارائه تمام خدمات کابل بانک متوقف گردیده و حتی انتقال پول نیز قابل اجرا نمی باشد.


براستی دلیل عمده عدم پرداخت معاشات کارکنان بیچاره و غریب در چیست؟


آیا کابل بانک از این که مبلغ زیادی پول را به مردم پرداخت نموده و از سرمایه اش کاسته گردد نگران نیست؟


آیا کابل بانک در پی آن نیست تا از منافع هنگفتی که از درک سرمایه گذاری روی معاشات کارکنان دولتی که در اثر معامله با مقامات دولتی آن را بدست آورده است، بیشترین استفاده را ببرد؟


و اگر این طور نیست چرا هیچ کسی از مسئولین بانک و یا مقامات دولتی بامیان پاسخگو نیست و حتی پولیس را به منظور پراکنده ساختن مردم و دفاع از کابل بانک توظیف کرده است؟


۱۳۹۰ شهریور ۴, جمعه

جناب رئیس برق بامیان! آیا والی ، فعالین مدنی و مردم بامیان هم بیسوادند؟

برق بامیان دیگر تبدیل به افسانه ای شده است که تاریخ ده ساله نظام پساطالبانی روایت گر قصه تلخ و ننگین آن است.در شماره گذشته صدای جوان، نگارنده مطلب انتقادی را تحت عنوان "افتتاح مجدد برق بامیان، کی باید خجالت بکشد؟"،پیرامون موضوع برق بامیان، انتشار داده بود که به شدت موجبات برافروختگی و خشم رئیس برق بامیان را فراهم ساخته است. بدین اساس اداره برق بامیان نامه ای رسمی را عنوانی وزارت اطلاعات و فرهنگ و رونوشت های آن را عنوانی وزارت انرژی و آّب، ولایت بامیان، ریاست برشنا شرکت و ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان ارسال کرده است و نکات زیادی را در آن تذکر داده و خواهان پیگرد قانونی نویسنده شده است.


از آنجائیکه رئیس برق بامیان تمام کاسه و کوزه ها را بر سر نویسنده مطلب فوق شکستانده ه است، می طلبد تا یک به


یک به پاسخ تمام موارد پرداخته شود تا مردم بامیان به حقیقت موضوع پی برده و به قضاوت عادلانه بنشینند.


رئیس برق بامیان مطلب نوشته شده را غیرمسئولانه و بدور از ادب قانون مطبوعات دانسته و آن را توهین و هتک حرمت به اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب به عنوان یکی از شخصیت های شناخته شده و چهره تابناک دوران جهاد، دانسته است.


بازتاب واقعیت ها و حقایق رسالت و مسئولیت اصلی ژورنالیستان است و گذشته تاریخی و جایگاه و مقام هیچ شخص و جریان نباید برکار خبرنگاری تاثیر گذار باشد، بناءً هیچ اهمیتی ندارد که اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب در چه جایگاهی قرار دارد و گذشته اش سربه کدام آسمــــان می ساید، آنچـــه مهـــم است و معیار قضاوت امروز، عملکرد فعلی ایشان است که در طی ده سال گذشته به خوبی وضاحت دارد بناءً هیچ توهینی به جناب ایشان صورت نگرفته است.


افتتاح پاور هوز جدید و شبکه سازی چهار قراء مرکزی که طور استندرد بعد از قبول زحمات متمادی مقام محترم ولایت بامیان و مسئولین برشنا آنهم برای برای اولین بار در بامیان، نکته دیگریست که عدم تذکر آن توسط نگارنده اشاره شده است.


اظهارات رئیس برق بامیان مبنی براینکه این پروژه برای اولین بار در بامیان انجام میگیرد، خود مبین اعتراف به کمکاری وزارت انرژی و آب در بامیان است زیرا به گفته خود ایشان در طول ده سال گذشته که زمان کمی نیست، این اولین پروژه در بامیان است و این چگونه توجیه پذیر میباشد؟ و نیز رئیس برق بامیان باید بداند که مامنکر تلاش های بیدریغ مقام ولایت بامیان نیستیم زیرا ایشان همواره در تلاش بوده و از کارکرد وزارت انرژی و آب انتقاد داشته اند.


آیا به نظر وی ده سال زمان کافی برای تامین برق حتی مرکز یک ولایت کوچک نیست؟ و آیا پروژه ای در بامیان در حال تطبیق است که ادعا شود بهره برداری آن سالها طول میشکد و باید تحمل کرد؟ برق از آسمان نمیریزد اما در طول ده سال میشود برق را حتی از آسمان به زمین رسانید و یا از عمق هزاران متری زمین آنرا به سطح زمین جریان داد.


در نامه ادعا شده است که پروژه های انکشافی برق بسیاری برای بامیان درنظر گرفته شده است، و از چند پروژه کوچک نامبرده شده است که در بامیان بقول ایشان در شرف اعمار میباشد.


ولی رئیس برق بامیان باید بداند که فقط درنظر گرفتن پروژه و منظوری آن روی کاغذ و پلان های بی ارزش و غیرعملی کافی نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد فقط برداشتن گامهای عملی درین راستاست که میتواند موجبات رضایت مردم بامیان را فراهم سازد، تنها پروژه که دست آورد ده ساله اداره برق در بامیان را نشان میدهد پروژه مایکرو هادیل ساحه آجر در ولسوالی کهمرد میباشد که خود مضحک و خنده دار است.


رئیس برق بامیان در مورد تحصیلات و تجارب کاری نویسنده ابراز تردید کرده است و آن را عقده مندانه دانسته است.


اما جناب ایشان متاسفانه نمیداند که افراد بی سواد و کم سواد جامعه هم حق دارند ابراز نظر نموده و از عملکرد ادارات دولتی که در واقع خدمت گزاران مردمند و باید به مردم در مورد کارکردهای شان پاسخگو باشند، انتقاد نمایند. فرض براینکه اگر نگارنده مطلب یاد شده بی سواد بوده و از روی کینه، عقده و یاهم نادانی زبان به اعتراض علیه وزارت انرژی و آب گشوده است، رئیس برق بامیان آیا والی ولایت بامیان، فعالین مدنی و تمام مردم بامیان را که بارها از طریق راهپیمایی ها، نصب هریکین در چوک آخر بازار بامیان و مسمی نمودن این چوک به چوک هریکین و حتی ارسال هریکین به عنوان تحفه به جناب اسعمیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب، اعتراضات شان را نشان داده اند، را نیز بی سواد میداند؟


بناءً من و مردم بامیان میخواهیم بدانیم، شخص رئیس برق بامیان که خود اکثر اوقات در دفتر کارش حاضر نیست و در عین حال تحمل پذیرش انتقاد و اعتراض را ندارد، پاسخ روشن و موجه ایشان در مورد عملکرد ده ساله اداره برق در بامیان، برای مردم محروم این ولایت چیست، تا همگان بدانند حقایق در کجا نهفته است.



برق بامیان دیگر تبدیل به افسانه ای شده است که تاریخ ده ساله نظام پساطالبانی روایت گر قصه تلخ و ننگین آن است.


در شماره گذشته صدای جوان، نگارنده مطلب انتقادی را تحت عنوان "افتتاح مجدد برق بامیان، کی باید خجالت بکشد؟"،پیرامون موضوع برق بامیان، انتشار داده بود که به شدت موجبات برافروختگی و خشم رئیس برق بامیان را فراهم ساخته است. بدین اساس اداره برق بامیان نامه ای رسمی را عنوانی وزارت اطلاعات و فرهنگ و رونوشت های آن را عنوانی وزارت انرژی و آّب، ولایت بامیان، ریاست برشنا شرکت و ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان ارسال کرده است و نکات زیادی را در آن تذکر داده و خواهان پیگرد قانونی نویسنده شده است.


از آنجائیکه رئیس برق بامیان تمام کاسه و کوزه ها را بر سر نویسنده مطلب فوق شکستانده ه است، می طلبد تا یک به


یک به پاسخ تمام موارد پرداخته شود تا مردم بامیان به حقیقت موضوع پی برده و به قضاوت عادلانه بنشینند.


رئیس برق بامیان مطلب نوشته شده را غیرمسئولانه و بدور از ادب قانون مطبوعات دانسته و آن را توهین و هتک حرمت به اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب به عنوان یکی از شخصیت های شناخته شده و چهره تابناک دوران جهاد، دانسته است.


بازتاب واقعیت ها و حقایق رسالت و مسئولیت اصلی ژورنالیستان است و گذشته تاریخی و جایگاه و مقام هیچ شخص و جریان نباید برکار خبرنگاری تاثیر گذار باشد، بناءً هیچ اهمیتی ندارد که اسمعیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب در چه جایگاهی قرار دارد و گذشته اش سربه کدام آسمــــان می ساید، آنچـــه مهـــم است و معیار قضاوت امروز، عملکرد فعلی ایشان است که در طی ده سال گذشته به خوبی وضاحت دارد بناءً هیچ توهینی به جناب ایشان صورت نگرفته است.


افتتاح پاور هوز جدید و شبکه سازی چهار قراء مرکزی که طور استندرد بعد از قبول زحمات متمادی مقام محترم ولایت بامیان و مسئولین برشنا آنهم برای برای اولین بار در بامیان، نکته دیگریست که عدم تذکر آن توسط نگارنده اشاره شده است.


اظهارات رئیس برق بامیان مبنی براینکه این پروژه برای اولین بار در بامیان انجام میگیرد، خود مبین اعتراف به کمکاری وزارت انرژی و آب در بامیان است زیرا به گفته خود ایشان در طول ده سال گذشته که زمان کمی نیست، این اولین پروژه در بامیان است و این چگونه توجیه پذیر میباشد؟ و نیز رئیس برق بامیان باید بداند که مامنکر تلاش های بیدریغ مقام ولایت بامیان نیستیم زیرا ایشان همواره در تلاش بوده و از کارکرد وزارت انرژی و آب انتقاد داشته اند.


آیا به نظر وی ده سال زمان کافی برای تامین برق حتی مرکز یک ولایت کوچک نیست؟ و آیا پروژه ای در بامیان در حال تطبیق است که ادعا شود بهره برداری آن سالها طول میشکد و باید تحمل کرد؟ برق از آسمان نمیریزد اما در طول ده سال میشود برق را حتی از آسمان به زمین رسانید و یا از عمق هزاران متری زمین آنرا به سطح زمین جریان داد.


در نامه ادعا شده است که پروژه های انکشافی برق بسیاری برای بامیان درنظر گرفته شده است، و از چند پروژه کوچک نامبرده شده است که در بامیان بقول ایشان در شرف اعمار میباشد.


ولی رئیس برق بامیان باید بداند که فقط درنظر گرفتن پروژه و منظوری آن روی کاغذ و پلان های بی ارزش و غیرعملی کافی نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد فقط برداشتن گامهای عملی درین راستاست که میتواند موجبات رضایت مردم بامیان را فراهم سازد، تنها پروژه که دست آورد ده ساله اداره برق در بامیان را نشان میدهد پروژه مایکرو هادیل ساحه آجر در ولسوالی کهمرد میباشد که خود مضحک و خنده دار است.


رئیس برق بامیان در مورد تحصیلات و تجارب کاری نویسنده ابراز تردید کرده است و آن را عقده مندانه دانسته است.


اما جناب ایشان متاسفانه نمیداند که افراد بی سواد و کم سواد جامعه هم حق دارند ابراز نظر نموده و از عملکرد ادارات دولتی که در واقع خدمت گزاران مردمند و باید به مردم در مورد کارکردهای شان پاسخگو باشند، انتقاد نمایند. فرض براینکه اگر نگارنده مطلب یاد شده بی سواد بوده و از روی کینه، عقده و یاهم نادانی زبان به اعتراض علیه وزارت انرژی و آب گشوده است، رئیس برق بامیان آیا والی ولایت بامیان، فعالین مدنی و تمام مردم بامیان را که بارها از طریق راهپیمایی ها، نصب هریکین در چوک آخر بازار بامیان و مسمی نمودن این چوک به چوک هریکین و حتی ارسال هریکین به عنوان تحفه به جناب اسعمیل خان سرپرست وزارت انرژی و آب، اعتراضات شان را نشان داده اند، را نیز بی سواد میداند؟


بناءً من و مردم بامیان میخواهیم بدانیم، شخص رئیس برق بامیان که خود اکثر اوقات در دفتر کارش حاضر نیست و در عین حال تحمل پذیرش انتقاد و اعتراض را ندارد، پاسخ روشن و موجه ایشان در مورد عملکرد ده ساله اداره برق در بامیان، برای مردم محروم این ولایت چیست، تا همگان بدانند حقایق در کجا نهفته است.



۱۳۹۰ مرداد ۱۷, دوشنبه

طرحی برای سرکوبی رسانه ها با اتهامات و کذب محض

امروز خبرنگاران و روزنامه نگاران مقیم ولایت بامیان در اعتراض به نشر مقاله ای تحت عنوان برخی از اصحاب رسانه مساوی است با اصحاب شکم در هفته نامه مشارکت ملی ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان، که در آن بطور مستقیم و آشکار به تمام خبرنگاران توهین و تحقیر صورت گرفته بود، گردهم آمده و نامه اعتراضیه ای را عنوانی نشریه یاد شده و سایر ادارات ذیربط صادر کردند که متن آن چنین است:

به اداره محترم هفته نامه مشارکت ملی!

طرحی برای سرکوبی رسانه ها با اتهامات و کذب محض

مورخ 17/5/1390

مقاله که (تحت عنوان برخی از اصحاب رسانه مساوی است با اصحاب شکم) که در شماره 411 مورخه 10/اسد 90 هفته نامه مشارکت ملی ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان به نشر رسیده است و در این مقاله چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت کشور را بطور مرموزانه تشبیه به حیوان و تروریست نموده است، به جوابیه این نویسنده چنین مینگاریم 1- ما بدین باوریم هستیم که " علی قوم شاهی " نام مستعار است و نام نویسنده این مقاله در تذکره شهروندی اش چیز دیگر است . وانگیزه اینکه این نویسنده از نام مستعار استفاده نموده گواه بر اتهام و شایعه سازی او می باشد و از جانب دیگر شاید جاسوس اطلاعاتی و مزد بگیر کشورهای بیگانه باشد و ژورنالیستان که همواره دستهای مخرّب در این خاک را افشا کرده و می کنند ، از این طریق هدف قرار داده و زمینه نفوذ سیاسی و اطلاعاتی بیگانگان را فراهم نماید.2 - ژورنالیستان مزاحی که دربین خود دارند و به شوخی با یکدیگر میگویند برنامه محتوا دارد و یا خیر، صرف شوخی بین این صنف می باشد، اما نویسنده از آن به عنوان تحقیق دروغین یاد نموده که این عمل به وضوح که کاغذ سیاه کرده است تا ذهنیت جامعه را نسبت به خبرنگاران بدبین سازد. اگر کوچکترین اسنادی این نویسنده در مورد ادعای پوچ خود میداشت از این دو ولایت نام میگرفت. 3 - اتهامات دروغین به چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت، که محتاج رسانه و خبر نگار است، طرحی سیاه برای خفه نمودن آزادی بیان می باشد و ما باورمندیم چنانچه این نویسنده هفته نامه مشارکت ملی را استعمال نموده خودهم مستعمله ای با دارانش می باشد برای نابود ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت.4 - ما میپذیریم که در این دو ولایت حتی یکتن از ژورنالیستان در رشته ژورنالیزم تحصیل نکرده اند ونمیگوئیم که شامل اصلاحات نشوند اما هر کدام از این ژورنالیستان با سوادند وبیش از ده سال کار رسانه ای میکنند وخبرنگاران ملی وبین المللی هستند مقایسه این ژورنالیستان با تروریستان که در مقاله نویسنده آمده جفای نا بخشیدنی به حق جمع این خبر نگاران است .5- در قسمتی از این مقاله مرموزانه ژورنالیستان را تشبیه به حیوان کرده است در این مورد حرفی نداریم و نمایانگر شخصیت نویسنده آن مقاله می باشد. 6- ژورنالیستانی که با نشر مقاله کاذب از آدرس نشریه وزین مشارکت ملی هتک حرمت گردیده نهایت تاسف خودرا اعلان میدارند که مسئولین این نشریه هرزه گوئیهای شخص عقده مند را به نشر سپرده و با تاختن به آبرو وعزت چهل تن از ژورنالیستان وسیله شده است.از مسئولین هفته نامه مشارکت ملی توقع داریم تا در زمینه این مقاله توهین آمیز، موضع گیری هفته نامه خود را در یک سطر کوچک مشخص سازند.7- بی اعتبار ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت کار شخص نویسنده نیست و طرح خطر ناکیست که از طرف باداران وی اعمال میگردد.8- ما جمع ژورنالیستان متضرر احساس می کنیم که برای تضعیف و یا برچیدن ژورنالیستان طرح های مخربانه دیگری نیز وجود دارد، بناءً از دولت افغانستان میخواهیم که جداً تحقیقات خود را در زمینه آغاز نماید و سرنخ این حرکت های ضد دمکراسی و آزادی بیان را پیدا نموده، از ریشه آنرا خنثی سازد، زیرا یکی از دست آورد مثبت حکومت، رشد آزادی بیان در کشور می باشد، نشود خدای نخواسته این دست آورد ضرب صفر گردد. امضاء ژورنالیستان

رونوشت ها به : مقام محترم ولایت بامیان حزب وحدت اسلامی افغانستان ریاست محترم اطلاعات و فرهنگ ولایت بامیان دفتر سیاسی ملل متحد در بامیان تیم بازسازی ولایتی بامیان اتحادیه ملی ژورنالیستان اتحادیه سفما اداره محترم نی (دیده بان رسانه ها) مرکز همبستگی رسانه ها (مهر)

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

تهدیدات خنده دار رئیس برق بامیان

قبلا مطلبی را تحت عنوان "برق بامیان مجدداً افتتاح شد، کی باید خجالت بکشد؟" در همین وبلاگ و نیز در ماهنامه صدای جوان به نشر رسانیده بودم که در واقع اعتراضی بود بر کمکاری ها و بیکفایتی های ریاست برق بامیان و نیز اشاره بود به تعصبات آشکار اسمعیل خان وزیر انرژی و آب کشور.

هفته گذشته جناب انجنیر محراب الدین جویا با خواندن مطلب یاد شده در ماهنامه صدای جوان به شدت برآشفته بود و ضمن آنکه نامه اعتراض آمیزی را با محتوای کاملا تهدید آمیز و مسخره، به وزارت های انرژی و آب، اطلاعات و فرهنگ و اداره ولایت بامیان و ریاست اطلاعات و فرهنگ نوشته و خواهان مجازات من شده است، در طی تماس تیلفونی که با مدیر مسئول ماهنامه صدای جوان داشته است، با شکایت از مطلب نشر شده به وی گفته است که اگر نویسنده را در کابل و یا بغلان گیر بیاورد، به قول خودش می فهمید با وی چه کاری کند.

جدای از اینکه این تهدیدات تاچه حد جدی است و یا برعکس خنده دار و مضحک، آنچه ازین عمل ایشان بر می آید، منطق ضعیف و مهم تر دست آورده های ناچیز و غیر قابل یاد آوری ایشان است که باعث شده است وی آشفته و عصبانی گردیده و به منظور جلوگیری از افشاگری های بیشتر اصحاب رسانه در بامیان، دست به تهدید های جاهلانه بزند.

بنابرین اقداماتی ازین دست میرساند که هنوزهم هستند کسانی که با استفاده از زور و قدرت شان میخواهند بر کرسی های قدرت تکیه بزنند و با اندک ترین اعتراض و انتقاد نسبت به کارکرد شان، خشم شان گل می کند و در صدد نابودی طرف مقابل می برایند.

اینجاست که وظیفه و رسالت اصحاب رسانه ها و ژورنالیستان آگاه و با تعهد سنگین تر میگردد تا بیشتر از پیش در صدد افشای کمکاری ها و بیکفایتی های مقامات اینچنینی باشند.

نکته : دوستان و خوانندگان در نظر داشته باشند که اگر بلای به سر من آمد و ترور، اختطاف و یا لت و کوب شدم حتما کار رئیس برق بامیان است (ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه)

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

در بامیان آب در هاون کوبیده شد

به ادامه سلسله حرکت های مدنی فعالین مدنی و اجتماعی در بامیان که عمدتاً کارکردهای حکومت مرکزی و حکومت محلی بامیان را به باد انتقاد میگیرد این بار دست آورد های بهاری جناب آقای داوود علی نجفی سرپرست وزارت ترانسپورت و هوانوردی کشور، مورد اعتراض جالب و دیدنی بامیانی ها قرار گرفت.

آنگونه که میدانید جریان میدان هوایی بامیان که جناب وزیر نیز به آن اعتراف دارد، از سالها قبل مورد بحث بوده و تاهنوز نتیجه ای حاصل نشده بود، بناءً آقای وزیر با استفاده از هوای مطبوع و لذت بخش بامیان در فصل بهار و تابستان، سفری به بامیان داشتند که ره آورد آن اختصاص مبلغ 5 میلیون دالر برای پخته کاری موقتی میدان هوایی مرکز بامیان میباشد، تا برای استفاده کوتاه مدت و پرواز هواپیماهای شرکت های خصوصی آماده گردد.به گفته ایشان میدان هوایی شیبرتو بعدا با بودجه جداگانه به شکل استندرد ساخته خواهد شد. بدین اساس روز گذشته فعالین مدنی در بامیان در چوکی موسوم به چوک هریکین که خود نشانه بارز اعتراض به حکومت میباشد، در حضور تعدادی زیادی از مردم بامیان آب در هاون کوبیدند.

براستی کوبیدن آب در هاون به چه معنیست؟ اصولا چیزی را در هاون می کوبند که از جنس جامد و سخت بوده و با کوبیدن آن را نرم کنند تا قابل استفاده گردد. اما آب ماده مایع و غیر قابل تغییر توسط کوبیدن میباشد، بناءً کوبیدن آن در هاون کارییست بیهوده و ضایع کننده فرصت ها و منابع.

بناءً این اعتراض مردم بامیان نیز این پیام را برای حکومت داشت که پخته کاری میدان هوایی مرکز بامیان نیز همانند سایر کارهای انجام شده، کاملا بیهوده و حتی مضر میباشد.

به عقیده برگزار کنندگان این گردهمایی، پخته کاری میدان هوایی مرکز بامیان بگونه موقتی به جز اتلاف مبلغ 5 میلیون دالر نتیجه ای دیگری بدنبال نخواهد داشت و در آن سوی قضیه با توجه به عدم صداقتمندی حکومت مداران که در گذشته ثابت شده است، احتمال میرود که در آینده همین میدان هوایی موجود در مرکز بامیان که در نقشه ماستر پلان شهری قرار داشته و برابر با معیارهای بین المللی میدان های هوایی نمی باشد، تبدیل به میدان هوایی دایمی خواهد شد.

۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

57 میلیون دالر هم برای بامیان زیاد است

سخنگوی وزارت دفاع:
57 میلیون دالر هم برای بامیان زیاد است
اخیراً مراسم رسمی و تشریفاتی انتقال مسئولیت های امنیتی از قوای نظامی خارجی به نیروهای امنیتی افغان آغاز و در نخستین گام، این اقدام از ولایت بامیان آغاز گردید.
با آنکه این عمل چه در گذشته و در حال، مورد استقبال مردم بامیان قرار نگرفته است و واکنش ها و نگرانی های مردم و نهادهای مدنی در بسا محافل و مجالس سیاسی درین ولایت را در پی داشته است، اما حکومت محلی بامیان و مقامات امنیتی آن رامثبت توصیف کرده و ضمن آنکه ازین پروسه حمایت کرده اند، از توانایی و ظرفیت پولیس ملی در بامیان در تامین امنیت و مبارزه با مخالفین سخن رانده اند.
و اما مهم تر آنکه به گفته سخنگوی وزارت دفاع ملی کشور، برای سه سال آینده یعنی الی سال 2015 مبلغ 20 میلیارد دالر از کمک های جامعه جهانی و به خصوص ایالات متحده امریکا به بخش امنیت اختصاص یافته است تا در راستای رشد کمی و کیفی و تجهیز و تسلیح نیروهای امنیتی به مصرف برسد.
ولایت بامیان در آغازین روز راه اندازی این پروسه فقط سهمیه 57 میلیون دالر از 20 میلیارد دالر را نصیب شده است و در کنار آن شهر لشکرگاه مبلغ 365 میلیون دالر و شهر هرات مبلغ بیش از 855 میلیون دالر را از آن خود کرده اند.
با آنکه اگر نظری به پول های تخصیص یافته انداخته شود، سیاست یک بام و دو هوا و تعصبات آشکار حکومت که همواره نسبت به بامیان و مناطق هزاره نشین اعمال شده است، درین سهمیه بندی نیز به خوبی وضاحت می یابد و درآن هیچ دلیل موجهی نمیتوان جستجوکرد زیرا تفاوت های بین این مناطق نسبت به تفاوت هایی که در وجوه در نظرگرفته شده وجود دارد تفاوت فاحش و شرم آور دارد. زیرا برای فقط شهر هلمند (مرکز ولایت هلمند شامل پروسه است) شش برابر بامیان و برای فقط شهر هرات (مرکز ولایت شامل پروسه است) بیش از پانزده برابر بامیان کمک های مالی اختصاص یافته است.
این درحالیست که مقامات محلی بامیان نیز در گذشته اظهار داشته بودند که پس از انتقال مسئولیت های امنیتی امتیازاتی بزرگ و ویژه برای بامیان داده خواهد شد که میتواند تغییراتی قابل توجه را در بامیان بوجود آورد. ولی رقم اعلان شده بیانگر آن است که جدای از اینکه پروژه های انکشافی در بامیان بکلی نادیده گرفته شده و یا قابل توجه نیستند، در بخش امنیت نیز بامیان نادیده گرفته شده است.
ولی با وجود آن، به نظر میرسد بعضی از مقامات حکومتی با افکار سیاه و عقده مندانه ای که دارند همین 57 میلیون دالر را هم برای بامیان نمیتوانند بپذیرند، زیرا این مردم تعلق به قوم هزاره است, جرمی که در طول تاریخ برای آن قربانی سیاست های کثیف و شوم سلاطین قوم محور و تاریک اندیش، شده اند و به همین جرم آنان حق ندارند تا همانند سایر اقوام ساکن در کشور از امتیازات لازم برخوردار گردند، و این نشان میدهد که هنوزم همانند عده از حلقات شوم، عقیده مند به این هستند که در باره هزاره ها و زنان بعداً حرف بزنند (بعداً ای که هیچگاهی در مسیر تاریخ مشخص نیست).
آقای وزیری یکی از سخنگویان وزارت دفاع ملی کشور، در مصاحبه با رادیو بی بی سی در پاسخ به سوال یکی از شنوندگان که او نیز به این مسئله اعتراض داشت، با صراحت و قاطعتی میگوید که همین 57 میلیون دالر هم برای بامیان زیاد است. او بدون توجه به ابعاد قضیه، دلیل این اظهاراتش را نیز اینگونه عنوان میکند که در بامیان قوای امنیتی پولیس به پیمانه زیاد وجود ندارد و هیچ واحدی از اردوی ملی نیز درین ولایت مستقر نیست، بناءً بودجه زیاد نمی طلبد. اما مشخص نیست که آیا جناب وزیری خود را به نادانی زده است و یا اینکه مردم را نادان پنداشته است. زیرا آنچه تا اکنون دلیل اصلی نگرانی مردم بامیان را تشکیل داده است، کمبود تشکیل پولیس، نبود ظرفیت کافی در پولیس، عدم تجهیزات و تسلیحات لازم بوده است، و رفع نواقص و مشکلات فوق به هزینه هنگفتی نیازمند است که باید بمنظور تامین امنیت و جلوگیری از گسترش ناامنی بسوی بامیان و مناطق مرکزی به مصرف برسد.
بناءً اثبات اینکه حکومت عامدانه نسبت به بامیان تعصبات ویرانگر و ننگین خویش را اعمال میکند، کارسختی نیست و این هم هویداست که حکومت تک قومی افغانستان، بیشرمانه خود را به کوچه حسن چپ میزند و با ارایه دلایل مضحک و مفتضح سیاست های یک جانبه و غیر فراگیر خویش را می پوشاند.
ضرب المثل معروفی در میان مردم ما وجود دارد که میگویند "آنکه را خواب است بیدار کردنش سهل بود، لیک آنکه را که خود را بخواب زده است، بیدار کردنش دشوار".

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

بی بی سی و دشمنی با هزاره ها

شام روز گذشته وقتی برنامه صدای شمای این هفته رادیو بی بی را که به موضوع توانایی نیروهای امنیتی افغانستان در به عهده گرفتن مسئولیت های امنیتی اختصاص داشت گوش میدادم، آقای وزیری یکی از سخنگویان وزارت دفاع کشور مهمان برنامه بود و به سوالات شنوندگان پاسخ میداد.
دوستی از کشور سویدن زنگ زده بود و به نکاتی اشاره کرد که موجب شد تا آقای محمدقاضی زاده مجری برنامه به شدت برافروخت و برخلاف اخلاق و اصول ژورنالیستی اش حرف هایی را بزبان آورد که برای یک شبکه جهانی خجالت آور است.
شنونده ای که زنگ زده بود، به شدت از تبعیض ها و برخوردهای چندگانه حکومت نسبت به ولایات کشور شکایت داشت، او اظهار داشته بود که چرا بودجه اختصاص داده شده برای بامیان در بخش امنیت در سه سال آینده 57 میلیون دالر میباشد اما همین بودجه در ولایت هرات به بیش از 855 میلیون دالر میرسد، اینکه چرا در بامیان انکشاف صورت نمیگیرد؟ اینکه چرا در بامیان به عنوان یک ولایت 80 عراده رنجر برای پولیس داده میشود و در ولسوالی ژیری ولایت قندهار نیز 80 عراده رنجر برای پولیس داده میشود.


در پاسخ مجری برنامه بدون آنکه دلیل مقنع داشته باشد همواره سخنان وی را قطع کرده و آنرا خارج از موضوع میدانست و درکنار آن اورا به مسخره میگرفت.تا اینکه بعد از چند بار تهدید تلفون اورا قطع کردند و جالب تر آنکه سخنگوی وزیر دفاع کشور نیز با بی تفاوتی و بی شرمی و تمام، سخنانی را برزبان آورد که در پست بعدی به آن اشاره خواهم کرد.

لازم به یاد آوریست که این شبکه در گذشته نیز چندین بار تعصب و تبعیض خویش نسبت به هزاره ها را نشان داده است.

۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه

هریکین، هدیه مردم بامیان به وزارت انرژی و آب

بدنبال بی توجهی های فاحش وزارت انرژی و آب در قسمت تامین برق بامیان و در ادامه حرکت های مدنی مردم بامیان، دیروز بعد از مراسم انتقال مسئولیت های امنیتی در بامیان، هریکینی از طرف مردم بامیان به طور تحفه و هدیه به انجنیر اسمعیل خان وزیر با کفایت انرژی وآب، ارسال گردید، این هریکین به دلیل آن اسمعیل خان خود حضور نداشت به غلام فارون وردک وزیر معارف کشور به طور امنیت داده شد تا به وی تحویل دهد.
این حرکت مدنی بامیانیان میتواند هدیه خوبی به وزارت انرژی و آب باشد، و در عین حال میتواند ضربه میخکوب کننده و شرم آوری را به جناب اسمعیل خان وارد کند، تا باشد که تعصبات کور و آشکار وی نسبت به هزاره ها و مناطق هزاره نشین، بیش از پیش عریان تر گردد. البته اگر جناب ایشان شرم داشته باشد و کمی از خجالت سر در بیاورد.


چه خوب و زیبا فرموده بود شهید زنده ای قوم ضحاک قهرمان که یک چشم حکومت کور است و بامیان طرف چشم کور حکومت قراردارد. کاش او نیز بود تا با کلمات داغ و کوبنده اش مثل همیشه بی شرمی ها و تعمدات حکومت و به خصوص وزارت انرژی و آب نسبت به بامیان را برخ مقامات میکشانید.

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

برق بامیان باردیگر افتتاح شد،در بامیان خجالت کیلوی چند است؟

پروژه برق جنراتوری مرکز شهر بامیان دیروز بار دیگر توسط مقامات بامیان افتتاح شد. این درحالیست که برق بامیان در گذشته بارها توسط همین مقامات افتتاح گردیده بود اما متاسفانه به غیر از سنگ گل کاری شده ای که مقامات در تهداب آن گذاشته بودند سنگ دیگری روی آن گذاشته نشده بود و هیچگاهی برق بامیان ره بسوی خانه های گلین و تاریک مردم محروم بامیان پیدا نکرده بود.

این پروژه هم به گمان و باور اکثریت مردم بامیان منتج به روشنایی خانه های مردم بامیان نخواهد شد، زیرا بازهم درنظر است تا از همان جنراتور های کهنه و فرسوده ای که قبلا از آن استفاده شده و نتیجه نداده بود، استفاده گردد و این خود بر عدم مطمئن بودن این پروژه حکایت دارد.

تعصب و بی مسئولیتی های آشکار و ویرانگر اسمعیل خان وزیر فاسد انرژی و آب که دشمنی هایش با هزاره ها و مناطق هزاره نشین کاملا عریان است، دلیل دیگری بر عدم تطبیق پروژه های موثر برق رسانی در بامیان و سایر مناطق هزاره نشین کشور است، که باعث شده است تا اداره ناکارا و بی کفایت برق بامیان نتواند و یا نخواهد کاری برای تامین برق بامیان انجام دهد. اداره ای که اخیرا فقط بخاطر بی کفایتی و ناکارایی مفرط موفق به تصعید تشکیلاتی گردیده و به ریاست ارتقا یافته است.

اما آنچه از افتتاح این پروژه میتوان دریافت، بی شرمی شدید مقامات و به خصوص مسئولین اداره (ریاست) برق بامیان است که با کمال پررویی و بی شرمی و بدون اینکه از کارکرد گذشته شان اندکی خجالت بکشند، در حضور مردم ظاهر گردیده و بار دیگر بگونه خنده آور و در فضای کاملا بی اعتمادی که خلق کرده اند، سنگ تهداب برق میگذارند و پروژه برق رسانی افتتاح می کنند.

و این ثابت میسازد که مقامات مسئول بامیان در کنار آنکه اندک احساس مسئولیت در قبال مردم بامیان و رشد و انکشاف آنان ندارند، از احساسات انسانی و خجالت و شرم نیز برخوردار نیستند ورنه هیچگاهی نمیتوانستند در پیشگاه مردمی حضور یابند که برای شان کاری نتوانسته اند و یا نکرده اند و یاهم باید بگونه آبرومندانه دروازه دفتر شان را کاهگل میگرفتند.

و آره :

اگر این بارهم این پروژه به نتیجه مثبت و قابل توجه نرسیده و نتواند برق بامیان را تامین کند که به یقین نمیتواند، زیرا دونر تمویل کننده نمیتواند تا ابد این پروژه را تمویل کند و هنگامی که پروژه در اختیار دولت قرارگیرد، بازهم همان آش است و همان کاسه، این بار مردم بامیان و دانشجویانی که قبلا در اعتراض به نبود برق و عدم امکان مطالعه و تحصیل، شبانه دست به اعتراض زده بودند و با این کار شان مقامات بامیان را به وحشت انداخته بودند تا حدیکه فرمانده امنیه و تمام افرادش بمنظور تامین امنیت مقامات در حالت آماده باش قرار گرفته بودند، بگونه جدی تر و قاطع تر وارد عمل خواهند شد و مقامات مسئول را وادار به فرار خواهند کرد.

۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

برادران کرزی برادر کرزی را کشتند

بر طبق گزارشی که امروز در سایت خبری بی بی سی فارسی به نشر رسیده است احمد ولی کرزی برادر رئیس جمهور کرزی ترور شده است. این عمل توسط محافظ وی در منزل شخصی اش صورت گرفته و طالبان نیز مسئولیت آن را بدوش گرفته و آن بزرگترین دست آورد شان در طی ده سال گذشته دانسته اند.
جزئیات بیشتر را در سایت فارسی بی بی سی بخوانید.
و اما این عمل در حالی صورت می گیرد که حامد کرزی رئیس جمهور کشور مصالحه ملی را اعلام کرده و با تغییر موضع هیچگاهی نمیخواهد دشمنان قسم خورده این ملت را طالب و یا دشمن خطاب کند بلکه آنان را به عنوان برادر مودر خطاب قرار میدهد، برادرانی که امروز دست به برادر کشی زدند و برادر شان را کشتند.
آیا جناب کرزی بازهم می تواند به آنان برادر بگوید؟

۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

پولیس بامیان دزدی را نیز به افتخاراتش افزود

امروز یکی از دوستانی که تازه از کشور ایران از مهاجرت برگشته بود رویدادی را تعریف کرد که مرا به شدت تحت تاثیر قرارداد. وی که بتازگی از میان طعنه ها و سرزنش های ایرانیان به خاک میهنش برگشته است تعریف کرد که امروز وقتی از کابل به طرف بامیان می آمد در مسیر راه در پسته امنیتی ششپل در دروازه ورودی شهر بامیان، سربازان امنیتی این پوسته هنگام بررسی و جستجوی اثاثیه و اسباب سفروی، تعدادی انگشتر فیروزه که او بعنوان تحفه از ایران آورده بود، را بزور و باخشونت از وی غارت کرده و به سرقت برده اند و هنگامی که وی به این عمل سربازان اعتراض کرده است حتی مورد لت و کوب نیز قرار گرفته است.

براستی اینگونه اعمال چرا از سوی سربازان امنیتی که باید حافظ امنیت، جان و مال مردم باشد صورت می یابد؟ و این عمل قبیح و زشت آنان چه تفاوتی با اعمال خرابکارانه افراد طالبان میتواند داشته باشد؟ و مسئولیت اینگونه تاراج و غارت اموال و دارایی مردم کیست و کی باید پاسخگوی آن باشد؟

این درحالیست که این تنها نقطه ضعف پولیس بامیان نیست، قبلا نیز حادثات سنگین ترافیکی که تلفات جانی و خسارات مالی زیادی در برداشته است، برخورد ناشایسته پولیس با مردم، بی کفایتی در انجام وظایف، دریافت پول از متهمین و ... موارد، انتقادات زیادی را در بامیان بدنبال داشته است، اما تا اکنون هیچ بهبودی در وضعیت پولیس بامیان به مشاهده نمیرسد.

۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه

مصلحت گرایی ها حقایق را میپوشاند

مصلحت گرایی و ملاحظات گوناگون نسبت به مسایل مختلف ملی و محلی و در سطوح مختلف در افغانستان تبدیل به یک اصل انکارناپذیر و اجتناب ناپذیر شده است.

در طول سالیان اخیر همواره مشاهده شده است که از مقامات بلند رتبه تا مامورین عادی و از جامعه مدنی تا احزاب و ژورنالیستان و غیره در تحت تاثیر شدید مصلحت گرایی ها و ملاحظات مختلف، دست به خودسانسوری زده و از بیان و بازگویی حقایق مسلم که میتوان با ابراز و افشای آن دست روی زخم های عمیق این مردم گذاشت، خودداری کرده اند.

مصلحت گرایی ها میتواند عوامل مختلفی داشته باشد از جمله:

1- ترس از دست دادن مقام و چوکی.

2- ترس از دست دادن روابط با مقامات.

3- ترس از مورد خشم و غضب قرار گرفتن توسط مقامات.

4- چاپلوسی و در باری بودن عده ای از افراد.

5- نبود حس مسئولیت پذیری و پابندی به ارزشها و منافع مردم.

6- نبود سیستم شفاف و پاسخگوی حکومتداری و مدیریت حکومتی.

7- موجودیت روابط ناسالم میان سطوح مختلف حکومت و مردم.

8- عدم توجه و پیگیری حقوق تلف شده افرادی که اقدام به افشاگری و بیان حقایق کرده اند.

9- موجودیت فضای خفقان و دموکراسی جعلی (چون همگی دموکراسی را برای همسایه میخواهند)

10- نبود شبکه محکم، قوی، متعهد به ارزش ها میان جامعه مدنی اعم از ژورنالیستان، نهادهای اجتماعی و فرهنگی و .....

بنابرین دلایل فوق سبب گردیده است تا دولت نامتعهد به دموکراسی کشور که روز به روز به طرف قوم گرایی و تک محوری به پیش میرود بیش از پیش از فضای موجود استفاده برده و به حکومتداری دیکتاتوری گونه خویش تداوم و استحکام بخشد.

بدین اساس انتظار برده میشود که آگاهان امور، فرهنگیان، دانشجویان پویا و باتحرک، نهاد های مدنی، ژورنالیستان با تعهد و وظیفه شناس، احزاب سیاسی و ... دست به اقدام زده و در راه نهادینه شدن نظام مردم سالار واقعی که بدور از مصلحت گرایی ها بوده و زمینه افشا و بازگویی تمام حقایق را مهیا سازد، گام بردارند تا ریشه و بنیاد خود سانسوری ها و دگر سانسوری ها از میان برداشته شود.

آنگاه خواهد بود که مردم با درک حقایق پوشیده و مخفی قضاوت واقعی را نسبت به حکومت و حکومت مداران خواهند داشت.

۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

نگرانی مردم و پنهان کاری مسئولین امنیتی بامیان

بعد از شهادت جواد ضحاک رئیس فقید شورای ولایتی بامیان، وضعیت بامیان بگونه فزاینده ای نگران کننده به نظر میرسد و مردم در حالت اضطراب و دلهره به سر می برند و از امنیت موجود در بامیان اطمینان خاطر ندارند.

این نگرانی ها پس از آن شدت گرفته است که شایعاتی مبنی بر ورود چند نفر انتحاری و تعدادی از افراد گروه طالبان از طریق کوهها به بامیان پخش گردید و بعضی از مقامات امنیتی در محافل خصوصی آن را تایید کرده اند.

شایعات موجود به شدت مردم را تحت تاثیر قرار داده است و اکثر مردم در وضعیت سردرگم و مبهمی که ایجاد گردیده است هرلحظه منتظر اتفاق و وقوع حادثه ای هستند.

از طرف دیگر موجودیت اشخاص غیر بامیانی که با ظاهر غیر عادی و تحت پوشش موارد مختلف در تمام ساحات بامیان حضور دوامدار دارند و درین اواخر افزایش نیز یافته اند ترس و نگرانی مردم را جدی می سازد.

اما جدای از اینکه شایعات ورود افراد انتحاری و افراد مسلح گروه طالبان تا چه نزدیک به واقعیت میباشد. عملکرد مسئولین امنیتی بامیان و عدم اطلاع رسانی درست به مردم، خود سوال برانگیز است.

می طلبد تا مسئولین ذیربط که یقیناً نگرانی های مرم را درک میکنند (اگر بی خبر از آن باشند به یقین که شهکار کرده اند و میتوان آینده بامیان را بدست آنان سپرد) درین زمینه اطلاع درست به مردم داشته باشند تا مردم در جریان وضعیت جاری قرار گیرند و حد اقل از حالت سردرگمی و دلهره و اضطراب خارج شوند.

۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

قاتلین شهید ضحاک قصاص باید گردند

دیروز خبر دستگیری ملامطیع الله از قاتلین شهید ضحاک به سرعت انتشار یافت و موجی از خوشحالی را در میان مردم بامیان ایجاد کرد، اما این قضیه نباید به همین جا پایان یابد، زیرا به ظاهر این امر که از طرف دولت انجام یافته است نمیتوان اعتماد کرد و به آن دلخوش بود. تجربه های گذشته نشان داده است که دولت قبیله سالار کرزی که درین روزها مواضعش صد فیصد در حمایت از گروهک جنایتکار طالبت اعلام میگردد، همواره در رهایی و یا عدم محاکمه برادران کرزی (طالبان) تعلل، کمکاری و یا تعمد داشته اند.

بناءً تکرار آن درگرفتاری قاتلین شهید ضحاک که دشمنان مردم ما نیز هستند، نیز بدور از احتمال نیست، و اینجاست که رسالت جامعه قلم بدست، فرهنگیان، شخصیت های سیاسی، بزرگان، دانشجویان، جوانان و تمام مردم ماست که با سردادن فریادهای عدالت خواهی شان، خواستار محاکمه این قاتلین بیرحم و خارج از دایره انسانیت، گردند و مهمتر این که این قاتلین باید طبق شریعت اسلامی در ولایت بامیان محاکمه گردیده و بدست خانواده داغدار شهید ضحاک قصاص گردند تا باشد که زخم های آنان و تمام مردم رنجدیده بامیان اندکی التیام یابد.

یادداشت: شجاعت و پایمردی شهید ضحاک هنوز هم خاردرگلوی عده ای عقده مند میباشد، دیروز رئیس یکی از ادارات دولتی بامیان که متعلق به یکی از اقوام غیر از هزاره میباشد، در برخوردی که با فردی داشته به وی گفته است که تو با من همانند ضحاک برخورد میکنی، و این نشان میدهد که ضحاک شهید تا چه حد توانسته بود حقوق تلف شده این مردم را از دیگران با شجاعت و استقامت بازگیرد و اینست که اکنون که او دیگر در میان ما نیست تا با صلابتش روبهان زمان را بترساند، آنان عقده های شان را می گشایند.

۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

من شکستم

من شکستم تو شکستی، قامت رعنا شکست
صخره های استوار قله بابا شکست
فصل ماتم شد، عزا شد، رخت رنگین شد به تن
آنگهی که سینه ضحاک را اعدا شکست
برزمین سرو سرافراز وطن افتاد باز
ساقه های سبز یاس و برگ از گلها شکست
شانه هامان خم ز مرگ سرخ رهبر بود لیک
رهبر فرزانه ای دیگر زجمع ما شکست
بار دیگر بامیان از جبر ننگین زمان
ناله ها سرداد از غم، پیکر بودا شکست
آه ای مرد دلاور این گه رفتن نبود
رفتنت بس سخت بود و شیشه دلها شکست
کاروان بی تو درین گرداب سرگردان بود
کاروان را خشم طوفان در دل صحرا شکست
خوش بخواب ای قهرمان، فرزانه فرزندان تو
روح پاکت سینه ناپاک دشمن را شکست
ما همه ضحاکیان شیر دل خواهیم بود
همت ما بازوان خصم را یکجا شکست
احمدی سر از جبین غم دگر بردار، چون
خون سرخش زود خواهد، وحشت شبها شکست

۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

آنسوی شهادت جواد ضحاک

جواد ضحاک مرد سنگر و اندیشه، قامت استوار عدالت و برابری، الگوی کامل ساده زیستن و نمونه بارز انسان کامل و شخصیت اسطوره ای کشور، اخیرا توسط دست های ناپاک دشمنان بزدل و کج اندیش، شهد شهادت چشید و در شرایطی که مردم ستم کشیده بامیان شدیدا به بازوان پرتوان و اندیشه های افشاگر او نیازمند بودند، عروج کرد و خیلی عظیمی از دوستدارانش را که دوستداران برابری و عدالت هستند، به عزا نشانید.
اما آنچه کتمان پذیر نیست و قراین و دلایل مستند و مستدل بر آن وجود دارد، اینست که شهادت این بزرگ مرد همیشه جاوید، به هیچوجه نمیتواند یک حادثه ساده و غیرقابل تأمل باشد، زیرا یافته های اطلاعاتی نشان میدهد که در شهادت او تنها برادران کرزی دخیل نبودند بلکه رد پای کثیف، پنهان و خفاش صفت بسیاری در آن سوی قضیه به نظر میرسد.
کارنامه گذشته ضحاک آنقدر آکنده از برجستگی ها و عدالت طلبی هاست و زندگی سیاسی وی آنقدر مملو از حق خواهی و دادخواهیست که تعمق و تأمل بسیاری را میطلبد، بنابرین با مطالعه و بررسی تاریخ گذشته زندگی او و مردم بامیان میتوان به عوامل احتمالی دخیل در جریان شهادت وی نزدیک شد و از آن بعنوان یکی از موثرترین و دقیق ترین راه افشای قصابان قصاوت پیشه تاریخ استفاده برد.
برطبق معلومات بدست آمده ترکیب گروه ربایندگان شهید ضحاک شامل افرادی از مناطق غندک، تاله و برفک، سیاه گرد، قلغ و کرمعلی و ... بوده اند که اهداف مشخصی آنان را گردهم آورده بود تا این حادثه ناگوار را خلق بکنند، اما گذشته از آن عوامل جدی دیگری نیز دست به دست هم دادند تا روند نجات وی با چالش های جدی مواجه گردیده و منتج به شهادتش گردد.
او در شب قبل از حرکت به سوی بامیان مصاحبه مفصلی با تلویزیون نگاه داشه است که در آن مانند همیشه از سیاست های ناسالم و غیرفراگیر دولت، به شدت انتقاد کرده بود و از عدم توجه به بازسازی و انکشاف ولایت بامیان حرف زده بود، در گذشته نیز او با انتقاد های تند و گاهاً طنز آمیز خویش، علمبردار کاروان عدالت خواهی در بامیان بود که همین عامل سبب شده بود تا به چهره برجسته و بارز برای مردم و به عنوان خارگلوخراش برای حاکمان بداندیش ، ستم پیشه و اقتدار طلب مبدل گردد.
حمایت از مردم، پشتیبانی از آنانی که در درازای تاریخ همواره بر آنان ستم رفته است و زهر تعصب های کور قومی، مذهبی و ... چشیده اند، از ویژگی های کم نظیر شهید ضحاک بود، که او را به صعود تا اوج قله محبوبیت در دلهای مردم بامیان کشیده بود.
بناءً ضحاک شهید برای عده ای تک محور، خودخواه، دیکتاتور و قوم مدار، غیرقابل تحمل شده بود و عرصه را برآنان بگونه محدود ساخته بود که دیگر یارای حرکت و ادامه بازی را نداشتند، بناءً باید به هرقیمتی بود باید اورا از سر راه شان برمیداشتند تا بتوانند دسیسه های شوم و توطئه های خطرناک شان را به کرسی عمل بنشانند.
و اما در کنار عوامل فوق که از آن یاد شد، کمکاری و تعلل بیش از حد دولت و مسئولین در نجات وی کاملا سوال برانگیز و شک برانگیز میباشد، در جریان چهار روز اسارت سخت و طاقت فرسای وی، هیچیک از ارگان های دولتی و امنیتی اندک کاری را برای رهایی وی از چنگال جنایتکاران خونخوار، صورت ندادند و با نهایت بی تفاوتی از کنار آن گذشتند. بنابرین موضوع دخالت غیرمستقیم دولت درین قضیه جدی تر میگردد و مهم تر آن که براساس اظهارات فردی که از غوربند به بامیان آمده بود، گروه ربایندگان در جریان این مدت همواره با بامیان و کابل تماس هایی داشته اند و در مشوره با افرادی که در بامیان و کابل بوده اند عمل میکرده اند، بدین دلیل حدس و گمان های موجود در قسمت دست داشتن افراد و جریانات موجود در بامیان و یاهم در کابل درین قضیه قوت می یابد.
سخنان این مرد نمیتواند دروغ باشد، زیرا تعدادی از ربایندگان از ساکنین اصلی دره غوربند و سیاگرد بوده اند و طبعا و یقیناً که با مردم منطقه ارتباطاتی داشته اند و حرف هایی را آگاهانه و یا نا آگاهانه درین مورد به زبان آورده اند.
و حرف آخر اینکه اگر دولت میخواهد صداقت نشان دهد و اتهامات وارده برخویش را بزداید، بهتر است تا در پی تحقیق و موشکافی قضیه بوده و در کنار آنکه عاملین و قاتلین قضیه را که همه ابعاد آن برهمگان مشخص و هویداست دستگیر و به قانون بسپارند، باید تحقیقات وسیع و موثری را که بیانگر نتایج واقعی جریان باشد براه اندازد تا تمام زوایای تاریک شهادت ضحاک برملا گردیده و باشد که با افشای این جنایت سنگین و غیرقابل بخشش، جنایت پیشگان بزدل، در معرض قضاوت و محاکمه مردم قرارگیرند، ورنه مردم بامیان پس از سالها اعتراضات مدنی و سالم، شاید روش دیگری برای بدست آوردن حقوق پامال شده شان در پیش گیرند که به یقین فاصله ها و شکاف های ایجاد شده میان مردم و حاکمیت را وسعت بیشتری بخشیده و در آینده نه چندان دور به قول بزرگی، مرگ نظام را در پی خواهد داشت.

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

شهادت ضحاک ؛ اثرات و پیامدها

روز سه شنبه هفته گذشته جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان از سوی افراد مسلح گروه طالبان در دره غوربند ولایت پروان به شهادت رسید. اما با توجه به شرایط فعلی موجود در کشور و اهمیت قضیه، پیامد ها، عوامل و اثرات آن قابل تأمل و بررسیست .
جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی ولایت بامیان روز جمعه هفته گذشته در حالیکه از کابل به طرف بامیان در حرکت بود در ساحه سیاه گرد غوربند ولایت پروان از سوی گروهی از افراد مسلح ربوده شده و پس از گذشت چهار روز وی را به شهادت رسانیده و جسدش را رها کرده بودند تا اینکه توسط هلیکوپتر های نظامی وزارت دفاع ملی کشور به بامیان منتقل و به خاک سپرده شد.
با سقوط طالبان و برقراری نظام دموکراسی در کشور، جواد ضحاک به حیث رئیس نمایندگی وزارت امور خارجه در بامیان تقرر یافت و در سال 1384 در اولین دور انتخابات شورای ولایتی، به حیث نماینده شورای ولایتی بامیان با آرای مردم برگزیده شد و در آخرین سال حضورش در آن دور ریاست آن را برعهده داشت، در دور دوم انتخابات شورای ولایتی نیز ایشان باردیگر به نمایندگی شورای ولایتی رسیدند و توانست بازهم ریاست آن را عهده دارشود.
شهید جواد ضحاک یکی از شخصیت های برجسته جهادی در ولایت بامیان بود که در دوران جهاد یکی از افراد نزدیک به شهید عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان به شمار میرفت و در دوران جنگ های گذشته اسارت و جراحت را نیز تجربه کرده بود.
شجاعت، جسارت، حمایت از مردم و ضعفاء و انتقاد از ضعف ها و کمکاری های دولت مشخصه بارز شهید ضحاک بود که او را به عنوان پدیده کم نظیر و یگانه در بامیان مبدل ساخته بود و همین عامل بر اهمیت بخشیدن به شخصیت وی افزوده بود.
این درحالیست که قرار است پروسه انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای خارجی به قوت های امنیتی بامیان بزودی از ولایت بامیان آغاز یابد.
غلام سخی نیکپی آمر امنیت فرماندهی امنیه ولایت بامیان، میگوید: "قضیه شهادت آقای ضحاک بالای پروسه انتقال امنیت، تامین امنیت و یا تغییر انتقال قدرت، تاثیری نداشته، نیروهای افغان به کمک مردم، بیدار و هوشیارند و در اینگونه موضوعات، توانمندی دفاع از بامیان را دارند." وی می افزاید: " پیامد های سیاسی این قضیه را همه مردم افغانستان، میدانند، مردم آگاهی دارند و بیدارند بناءً این قضیه نمتواند پیامد منفی داشته باشد.
حیدر علی احمدی عضو شورای ولایتی بامیان، میگوید ما قبلاهم به مقامات و ادارات ذیربط ، به ارتباط خروج نیروهای نظامی خارجی از بامیان جلساتی را داشته ایم و آن را به نفع مردم ندانسته ایم، بناءً شهادت آقای ضحاک یکبار دیگر ثابت ساخت که بامیان گرچه امن است ولی همیشه از طرف ولایات ناامن همجوار مورد تهدید بوده و هست، و این تأکید اقای ضحاک شهید هم بود. وی باردیگر برموضع قبلی شورای ولایتی بامیان مبنی بر عدم آغاز پروسه انتقال از بامیان تاکید کرده و افزود که با این کار ممکن است امنیت بامیان به مخاطره افتد.
همچنان با تحرکاتی که اخیراً طالبان در مسیر شاهراههای کابل – بامیان داشته اند، رفت و آمد مردم و کالاهای تجارتی به بامیان با مشکلاتی مواجه گردیده و از نظر اقتصادی نیز تاثیراتی داشته است، در همین زمینه آقای حیدرعلی احمدی، باورمند است که وقتی راه امنیت نداشته باشد و انتقال مواد با مشکل مواجه شود، طبیعی است که در وضعیت اقتصادی، اجتماعی مردم و جامعه اثرات منفی خواهد داشت، وی می افزاید که طبق گزارشات بعد از شهادت رئیس شورای ولایتی، نیز طالبان در مسیر راه غوربند مسافرین و عابرین را از موترها پایین کرده و بعد از جستجوی شان آنان را مورد تهدید قرار داده و بعد از اینکه نتوانسته اند چیزی بدست بیاورند آنان را رها کرده اند.
وی در مورد اینکه آیا سایر اعضای شورای ولایتی بامیان نیز مورد تهدید هستند و آیا مورد حمله قرار خواند گرفت، می افزاید که با توجه به شرایط موجود مسلم است که اگر طالبان دست شان به اعضای شورای ولایتی برسد، به عنوان اهداف برجسته طالبان و دشمنان افغانستان، تهدیدات جدی را متوجه آنان خواهد ساخت.
اما عبدالرحمن احمدی سخنگوی والی بامیان، ضمن اشاره به عمق فاجعه شهادت آقای جواد ضحاک و تاثیرات عاطفی آن بر مردم بامیان، می افزاید با توجه به اینکه حملات طالبان بارها درین مسیر صورت گرفته و تلفاتی نیز در پی داشته است، روند انتقال مسئولیت های امنیتی بامشکل مواجه نخواهد شد.
سخنگوی والی بامیان، به موقعیت جغرافیایی بامیان و اینکه بخش اعظم مواد عرضه شونده در بازارهای بامیان از مسیر غوربند و یا میدان وردک، از خارج از بامیان وارد میشوند، از نقش مهم راههای مواصلاتی در زندگی اقتصادی مردم یاد و میگوید که حکومت محلی بامیان تلاش های جدی تری را براه انداخته است تا بتواند در تامین امنیت راههای مواصلاتی منتهی به بامیان با کمک حکومت مرکزی اقداماتی را انجام دهد.
وی پیامد های شهادت آقای ضحاک را قطعا موثر بر روی زندگی مردم میداند و آن را وابسته به شعور سیاسی و رفتار های سیاسی اجتماعی مردم، میداند و می افزاید در صورت مدیریت درست درینگونه مواقع، باعث میگردد تا شعور و نبوغ سیاسی مردم بالا رفته و از آن در سرنوشت آینده شان استفاده نمایند.
راضیه اقبالزاده معاون شورای ولایتی بامیان نیز تاکید می کند که با توجه به شرایط فعلی و تلاش های انجام یافته در گذشته، نباید روند انتقال مسئولیت های امنیتی نباید از بامیان آغاز یابد، زیرا احتمال خطرات جدی فراروی بامیان و به مخاطره افتیدن امنیت فعلی بامیان وجود دارد.
او علاوه میکند که با افزایش ناامنی ها در مسیر شاهراههای منتهی به بامیان و عدم کنترول و توجه بخش های امنیتی درین قسمت، طبیعی است که با تداوم روند فعلی، اقتصاد مردم با چالش هایی روبرو خواهد گردیده و رفت و آمد و حتی روحیه مردم تضعیف خواهد شد."
خانم اقبالزاده پیامد های اجتماعی حادثه، را تاثیر عمیق آن برروی روحیه مردم، میداند و میگوید ممکن است مردم بعد ازین کمتر سفر نموده و بدلیل ترس از تکرار حادثه بر روی آنان، کمتر به رفت و آمد مبادرت ورزند.
آنچه به عنوان بخشی از نگرانی های جدی مردم را در شرایط دشوار کنونی کشور تشکیل میدهد، حوادث و اتفاقاتی است که ممکن است بعد از وقوع حادثه شهادت جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان، رخ دهد.
الحاج عزیزالله "حمیدی" آگاه سیاسی درین مورد میگوید که بدنبال این حادثه اعتماد مردم به دولتمردان که باطالبان و تروریزم ندای یک طرفه سر میدهند، بیشتر از پیش سیر نزولی پیدا کرده و در نهایت مردم از دولت فاصله میگیرند، وی ضمن اینکه تاثیرات حادثه یاد شده را در روند انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای افغان را جدا منفی می داند و باورمند به این است که دشمن در صدد استفاده از خلای ناشی از نبود قوای مدافع و نیروهای امنیتی بوده و با خروج نیروهای امنیتی خارجی از بامیان تحرکات نظامی دشمن بیشتر خواهد شد و امنیت و آرامش مردم تحت تاثیر ناامنی ها قرار خواهد گرفت.
آقای حمیدی بر آسیب پذیر بودن مردم بامیان تاکید میکند و از اینکه نا امنی راههای مواصلاتی و عدم انتقال مواد مورد ضرورت مردم تاثیرات ناگوار بر اقتصاد و زندگی مردم دارد یاد میکند و مردم را اولین قربانی اینگونه حوادث میداند.
بناءً به باور آقای حمیدی و دیگر آگاهان امور، در صورتیکه دولت توجه جدی در قسمت تأمین امنیت مردم کشور نداشته باشد، ایجاد فاصله بین دولت و ملت، مرگ نظام را در پی خواهد داشت.

۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

ضحاک هم به خیل پرپرشدگان تاریخ پیوست

دوستان توان نوشتن ندارم، درین چند روز هم بدین دلیل نتوانستم چیزی بنویسم، زیرا فاجعه ای که اتفاق افتاد، شدیدا مرا تحت تاثیر قرارداده و روزگار بر من سیاه کرده است.

آری ضحاک رفت، او سفر کرد و ما را با دنیایی از نامهربانی ها و بی عدالتی ها و تلخی های زمان تنها گذاشت. مردی که لحظه لحظه عمرش آکنده از احساس درد و رنج و محرومیت های مردم بود، مردی که چون صخره های بابا و هندوکش در مقابل ناملایمات روزگار رزمید، مردی که هیبت و صلابتش لرزه بر اندام تمام روباه صفتان زمانه انداخته بود، نتوانستند، او را تحمل کنند، نتوانستند فریاد های رسا و تکان دهنده او را بشنوند، نتوانستند جایگاه و شخصیت سیاسی و اجتماعی او را تحمل کنند، بناءً او را مظلومانه به شهادت رسانیدند و هزارستان سربلند را برای همیشه از وجود مبارکش محروم ساختند.

عکس العمل ها، برخورد ها و عملکرد های خیلی ها درین روز ها بسیاری چیز ها را ثابت ساخت، ثابت شد که دست های ناپاک بسیاری ها درین قضیه دخیل بوده است، شاید حتی کسانی در میان قاتلین کثیف و جنایتکار ضحاک وجود داشته باشد که در زمره اولین کسانی بوده اند که به خانواده اش تسلیت گفته اند و اشک تمساح ریخته اند.

اکنون در وضعیت بد روحی قرار دارم و قادر به ادامه دادن نیستم، فقط و فقط میتوانم بگویم سفرش مبارک و خلد برین مقامش باد.

در فرصت های بعدی در صورت امکان به ابعاد دیگر قضیه خواهم پرداخت.

شهادت مظلومانه و جانکاه ضحاک بزرگ ابر مرد قهرمان خار گلوی دشمنان شناخته شده مردم مان تبریک و تهنیت باد.

۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

امنیت میتواند عامل محرومیت بامیان باشد؟؟؟!

محرومیت تاریخی و عدم توجه دولت مرکزی به توسعه و انکشاف ولایت بامیان، مسئله ایست که در طول سالیان اخیر همواره مورد انتقاد بامیانیان قرار داشته و اعتراضات مسالمت آمیز و منطقی زیادی را در پی داشته است، اما عوامل و ریشه های بنیادین این محرومیت در چه چیزی میتواند نهفته باشد و وابسته به کدام عناصر میتواند باشد؟
بامیان به عنوان بخشی از جغرافیای افغانستان، نامهربانی ها و خشونت های بی حد و حصری را در طول تاریخ گذشته تحمل کرده است اما با استقرار نظام مردم سالار فعلی، در پذیرش تغییرات و تحولات نوین، دست برداشتن از ماشه تفنگ، صلح دوستی و اطاعت پذیری از حکام کشور، از پیشگامان جدی ساکنین سرزمین افغانستان بوده اند.
امنیت و آرامش حاکم بر بامیان همواره به عنوان دست آورد با ارزش این مردم و از مشخصه های بارز و برجسته بامیان مطرح بوده و در آن سوی قضیه؛ اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز پی در پی بامیانیان حکایت گر بی توجهی ها و نامهربانی های دولت نسبت به بامیان بوده است.
عبدالرحمن شهیدانی نماینده مردم بامیان در ولسی جرگه، ضمن پذیرفتن اینکه برخلاف سایر مناطق در بامیان امنیت است و این امنیت بخواسته خود مردم بامیان تامین شده است می افزاید: "از اینکه به سایر ولایات که امنیت وجود ندارد توجه بیشتری صورت میگیرد ولی به بامیان توجه نمیشود، میتوان نتیجه گرفت که امنیت سبب عقب ماندگی بامیان شده است، اما وی زمینه های مساعد شده در عرصه های معارف، تحصیلات عالی و ... را به نفع مردم بامیان خوانده و می افزاید:"درصورتیکه روند فعلی تا ده سال دیگر ادامه یابد مردم بامیان قادر خواهند بود تا خود شان را از فقر فرهنگی برهانند."
آقای شهیدانی از حکومت میخواهد که ولایت بامیان را هم جزء خاک افغانستان و مردم بامیان را همانند سایر ولایات و ساحات و اقوام، جزء اتباع این کشور بداند و برخورد یکنواخت و یک سان با همگان داشته باشد. او در ادامه میگوید: "اینکه حکومت کوتاهی میکند، مربوط به آنان است و آن را تاریخ ثبت خواهد کرد، دیگر زمان آن نیست که این مردم باز از نظر ها دور انداخته شود، این مردم روز به روز در صحنه حضور قوی پیدا کرده و قوی تر از گذشته در صحنه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حضور گسترده تر خواهند داشت."
آقای محمد صادق علی یار آگاه سیاسی، باورش براین است که در کنار دو عامل نگرش قوم گرایانه دولت مرکزی و کم توجهی و ضعف افرادی همچون نمایندگان بامیان در پارلمان و یا کسانی که از آدرس بامیان به جایی رسیده اند و اکنون در بدنه حکومت در قدرت قرار دارند، امنیت موجود یکی از عوامل اصلی روند محرومیت بامیان میباشد، زیرا دولت افغانستان حالت باج دهی و امتیازدهی به ناراضیان را در پیش گرفته است، به هر میزانی که توقع ناراضیان افزایش می یابد دولت هم در تلاش است تا به همان میزان به امتیازات آنان افزایش دهد تا آنان را راضی نگهدارد، به همین دلیل چون در بامیان هیچ صدای مخالفتی و یا هیچ عمل نظامی و صلح شکننده که مخل امنیت باشد صورت نمیگیرد، دولت مرکزی نسبت به بامیان با بی توجهی عمل میکند.
وی هشدار میدهد که یکی از پیامد های منفی بی توجهی دولت به بامیان، نا امن شدن بامیان باشد، البته مردم بامیان نمیخواهند و نیازنیز ندارند تا از یک راه نامشروع حق قانونی شان را مطالبه کنند، ولی آنگاهی که همکاری مردم با نیروهای امنیتی کاهش یابد، طبیعی است که چند نفر پولیسی که در بامیان هستند یقینا نمیتوانند حافظ امنیت و صلح نسبی موجود در بامیان باشند. بناءً امنیت بامیان آسیب پذیر بوده و میتواند مورد نفوذ عناصر تخریب کار واقع شود.
مردم بامیان مردم متمدن وصلح دوستند، و نمیخواهند مثل مردم دیگر ولایات، دست به تخریب بزنند، اما این صلح دوستی و آرامش نیز حد و اندازه ای دارد، این بخشی از گفته های آقای جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان است، که در ادامه می افزاید: "اگر مردم بامیان ببینند که حکومت مرکزی نمیخواهد بامیان انکشاف یابد و از برخوردهای تعصب آمیز گذشته پیروی میکند، آن گاه اگر مردم بامیان را نا امن بسازند تمام افغانستان نا امن خواهد شد."
اما آقای اسمعیل ذکی مسئول شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر در بامیان، براین باور است که امنیت عامل بی توجهی دولت نسبت به بامیان نیست بلکه رسوبات قبیلوی در حاکمیت، دیدگاه قبیلوی حاکمان و تبعیضات نژادی عواملیست که باعث شده اند و میشوند تا بامیان محروم بماند. آقای ذکی می افزاید:"درصورتیکه بامیان نا امن گردد بهانه ای به دست حاکمان می افتد تا پروژه های کوچکی را که برای بامیان تدارک دیده شده است لغو گردد."
او دولت را مکلف به تأمین عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن در کشور میداند و در محرومیت نگهداشتن بامیان را باعث ایجاد پیامد های منفی میداند و می افزاید که یکی از بارزترین پیامد های ناگوار آن ممکن است باعث ایجاد فاصله بین مردم و حاکمیت گردیده و اعتماد مردم نسبت به حاکمیت کاهش می یابد.
آقای ذکی حکومت محلی را به عنوان نماینده دولت مخاطب قرار میدهد که آنان باید مسایل انکشافی را در نظر بگیرند و نیز باید وکلای که با رای مردم به کرسی رسیده اند وظیفه دارند که از حقوق مردم رسیدگی بکنند و نیز نهاد های جامعه مدنی که پل رابط بین مردم و دولت و حاکمیت هستند، باید در رابطه به حقوق خود دادخواهی نموده و از آن دفاع بکنند و بار بار به ارگان های ذیربط مراجعه بکنند تا مثل معروف حق گرفته میشود، مصداق یابد.
عبدالواحد محصل پوهنخی تعلیم و تربیه دانشگاه بامیان، هم با تأیید سخنان آقای ذکی، رابطه امنیت و محرومیت در بامیان را رد میکند و علت محرومیت را تعبعیض و ضعف در ادارات دولتی میداند، بلکه او باورمند به این است که امنیت میتواند زمینه های رشد فراهم میگردد. او میگوید در صورتیکه روند فعلی محروم نگهداشتن بامیان تداوم یابد، مردم عقده مند گردیده و ممکن است جامعه دچار انفجار گردیده و ناامنی های را ببار بیاورند.
در کل باورهای مختلفی نسبت به موجودیت امنیت و محرومیت باید وجود دارد، اما آنچه مشخص و بارز میباشد عدم توجه دولت مرکزی و محلی در راستای انکشاف و توسعه بامیان میباشد، که نگرانی هایی را ببار آورده است.
بنابراین برخی از آگاهان بر این نظرند که تداوم روند محرومیت بامیان و عدم توجه به انکشاف و بازسازی بامیان، ممکن است روزی سبب بروز پیامد های منفی همانند کاهش اعتماد مردم، نارضایتی مردم، از دست دادن مشروعیت نظام گردیده و مردم ممکن است بمنظور احقاق حقوق شان به راههای غیر دموکراتیک متوسل شوند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۱, چهارشنبه

بی توجهی دولت؛ عامل نارضایتی ها در بامیان

اخیراً مردم بامیان در یک اقدام مدنی نمادین و طنز آمیز به خرهای بامیان به دلیل کارایی و موثریت شان در خدمت به مردم، لوح تقدیر اهدا کردند، اما آنچه به این عمل اهمیت ویژه ای می بخشد، علل و انگیزه های شکل گیری اینگونه حرکت هاست.
این حرکت مدنی مردم بامیان، اخیراً حالی انجام یافت که عده کثیری از مردم در بامیان تجمع نموده و به دلیل آنچه تقدیر از "خرها" در مقابل زحمت کشی های بیدریغ، کارایی و موثریت شان در تأمین آب آشامیدنی قریه جات مختلف ولایت بامیان، عنوان گردید، لوح تقدیر با ارزش و گرانبهایی را که از فلز ساخته شده و متن تقدیر نامه در آن حک شده بود، به یکی از خر ها اهدا کردند.
این تنها حرکت مدنی مردم بامیان نیست، بلکه در سالهای گذشته نیز، حرکات جالبی چون کاهگل کردن سرک های داخل شهر، راه اندازی راهپیمایی های به دلیل نبود برق، حملات مسلحانه کوچیها در بهسود، عدم کارکرد حکومت محلی، آتش زدن قرآن توسط یک کشیش آمریکایی، از بین بردن عنعنات و رسومات ناپسند همچون سگ جنگی و غیره، صورت گرفته است.
جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان، درباره عوامل اصلی شکل گیری این حرکت ها میگوید: " مردم بامیان در گذشته نهایت تلاش کردند تا در چندباری که جناب رئیس جمهور به بامیان آمدند و نیز در دیدار هایی که در ارگ، با رئیس جمهور داشتند، صدا و فریاد شان را بگوش حکومت مرکزی برسانند، اما درین کار موفقیتی حاصل نگردید، بدین دلیل مردم وادار گردیدند تا دست به حرکت های مدنی و اجرای برنامه های طنز آمیز زده و از طریق انتشار آن در رسانه ها، بر دولت مرکزی که ممکن است از مردم ما هراسی نداشته باشد، آن را تبدیل به اهرم فشاری بر دولت سازند تا حد اقل از روی شرم، کاری برای بامیان صورت دهند.
وی ابراز امیدواری می کند که راه اندازی حرکت های مدنی در بامیان جنبه مثبت داشته باشد و حکومت مرکزی را وادار سازد تا به بامیان نیز همانند سایر ولایات توجه نماید.
و اما آقای ابتهاج حجتی استاد دانشگاه بامیان، علل و انگیزه های اصلی شکل گیری حرکت های مدنی در بامیان را وضعیت نامتناسب مدنی بامیان در گذشته میداند و می افزاید که نهاد های مدنی مجموعا در حال رکود و ایستایی بسر برده و آثاری از حرکت های مدنی دیده نمیشد، بناءً به منظور برجسته سازی نقش حرکت های مدنی در بامیان و با هدف اینکه مردم بامیان خود را پیدا نموده و از زیر بار سانسور حکومت محلی بیرون گردند، این حرکت ها شکل گرفته اند.
آنچه تا اینجا وضاحت می یابد، عدم رضایت مردم بامیان از کارکرد و میزان پایین توجه حکومت نسبت به ولایت بامیان، عامل اصلی راه اندازی حرکت های مدنی در بامیان به نظر میرسد، اما آقای صادق علی یار یکی از صاحب نظران در بامیان به این عقیده است که با توجه روحیه صلح طلبی که در مردم بامیان وجود دارد، صبر و حوصله شان به پایان رسیده و خواستند تا با استفاده از روش های مدنی، مطالبات شان را از مسئولین مطرح بکنند، وی اظهار امیدواری می کند که دولتمردان، صدای مردم بامیان را بشنوند و به حرکت های مدنی آنان جواب مثبت دهند تا نیروی بازدارندگی از توسل به جنگ و خشونت افزایش یابد.
انعکاس کم کاری در عرصه راه سازی و نبود کمترین نمونه از خدمات عامه در بامیان، مسئله ایست که استاد شفق قوم یاری یکی از فعالین مدنی در بامیان از آن منحیث یکی دیگر از عوامل مهم به آن اشاره میکند، او باورمند به این است که جدای ازینکه فشاری بر دولت وارد سازد و یا خیر، حرکت های مدنی نشاندهنده ظرفیت های مدنی و منطق مردم بامیان است.
عبد الله برات عضو بنیاد اجتماعی توازن و یکی دیگر از فعالین فعالین مدنی که نقش کلیدی را در راه اندازی حرکت های مدنی در بامیان داشته است، میگوید دولت باید حرکت های مدنی را جدی بگیرد، و در غیر آن ممکن است مردم به خشونت گرائیده و حتی دست به اسلحه ببرند، وی تاثیرات این حرکتها را بدلیل بی توجهی دولت کمرنگ میداند و دولت را یه قول خودش به بیدار شدن از خواب خرگوشی فرامیخواند.
اما هستند کسانی که بعضی از حرکت های مدنی را مورد انتقاد قرار داده و نحوه اجرای آن را نامناسب می خوانند، هبت الله فروغ، محصل دارالمعلمین بامیان، نفس حرکت های مدنی را بجا و مقدس عنوان کرده و آن را در بررسی کارکردهای حکومت و افشای راز های پنهان آن، موثر می خواند ولی با اعطای تقدیر نامه به خر به عنوان یک حرکت مدنی، مخالف است و میگوید که یک حرکت نامناسب است و نباید اینگونه عمل میشد.
به گفته هبت الله تاثیرات حرکت های مدنی در بامیان به دلیل اینکه مدت زیادی از آغاز آن نمی گذرد، زیاد مشهود نیست و اما او تاثیرات برجسته و عمیق آن را منوط به گذشت زمان دانسته و میگوید که در آینده ها ممکن است تاثیرات خوبی را داشته باشند.
جالب تر این است که حکومت محلی بامیان، با آنکه بارها با حرکت های مدنی صورت گرفته در بامیان در تقابل قرار داشته و یا از آن تاثیر پذیر بوده است، همواره به در ظاهر از اینگونه حرکت های اعلام حمایت کرده است، داکتر حبیبه سرابی والی بامیان، ضمن پشتیبانی از حرکت های مدنی و جامعه مدنی که بتواند راهگشای وضعیت فعلی بامیان بوده و دولت را یاری برساند، می افزاید: " در حرکت های مدنی باید انعطاف پذیری وجود داشته باشد و نباید توقع داشت تا تمام خواسته های مان برآورده گردد، ولی والی بامیان در مقابل هشدار میدهد که تمام حرکت ها باید بگونه تحلیل شده و سنجیده شده انجام پذیرد تا با در نظرداشت ارزشها و هنجار های جامعه، از توهین و تحقیر افراد، جلوگیری بعمل آید، او از اهدای تقدیر به خر ها بعنوان نمونه یاد میکند، بگفته داکتر سرابی این عمل ممکن است بعضی از ارزش ها را زیر پا کند و حتی به عده ای از افراد بربخورد.
این در حالیست که به باور آگاهان امور، در صورت بی توجهی دولتمردان به خواست و اعتراضات مردم بامیان که از طریق تجمعات مسالمت آمیز، حرکت های نمادین و طنزگونه نمایش داده میشود، رسیدگی نگردد، بروز خشونت، نا امنی و بی ثباتی بدور از امکان نیست و آنگاه خواهد بود که بامیان نیز به یکی دیگر از ولایات دچار هرج و مرج و انارشیزم در کشور که بحران دیگری را خلق خواهد کرد مبدل خواهد شد.

بی توجهی دولت؛ عامل نارضایتی ها در بامیان

اخیراً مردم بامیان در یک اقدام مدنی نمادین و طنز آمیز به خرهای بامیان به دلیل کارایی و موثریت شان در خدمت به مردم، لوح تقدیر اهدا کردند، اما آنچه به این عمل اهمیت ویژه ای می بخشد، علل و انگیزه های شکل گیری اینگونه حرکت هاست.
این حرکت مدنی مردم بامیان، اخیراً حالی انجام یافت که عده کثیری از مردم در بامیان تجمع نموده و به دلیل آنچه تقدیر از "خرها" در مقابل زحمت کشی های بیدریغ، کارایی و موثریت شان در تأمین آب آشامیدنی قریه جات مختلف ولایت بامیان، عنوان گردید، لوح تقدیر با ارزش و گرانبهایی را که از فلز ساخته شده و متن تقدیر نامه در آن حک شده بود، به یکی از خر ها اهدا کردند.
این تنها حرکت مدنی مردم بامیان نیست، بلکه در سالهای گذشته نیز، حرکات جالبی چون کاهگل کردن سرک های داخل شهر، راه اندازی راهپیمایی های به دلیل نبود برق، حملات مسلحانه کوچیها در بهسود، عدم کارکرد حکومت محلی، آتش زدن قرآن توسط یک کشیش آمریکایی، از بین بردن عنعنات و رسومات ناپسند همچون سگ جنگی و غیره، صورت گرفته است.
جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان، درباره عوامل اصلی شکل گیری این حرکت ها میگوید: " مردم بامیان در گذشته نهایت تلاش کردند تا در چندباری که جناب رئیس جمهور به بامیان آمدند و نیز در دیدار هایی که در ارگ، با رئیس جمهور داشتند، صدا و فریاد شان را بگوش حکومت مرکزی برسانند، اما درین کار موفقیتی حاصل نگردید، بدین دلیل مردم وادار گردیدند تا دست به حرکت های مدنی و اجرای برنامه های طنز آمیز زده و از طریق انتشار آن در رسانه ها، بر دولت مرکزی که ممکن است از مردم ما هراسی نداشته باشد، آن را تبدیل به اهرم فشاری بر دولت سازند تا حد اقل از روی شرم، کاری برای بامیان صورت دهند.
وی ابراز امیدواری می کند که راه اندازی حرکت های مدنی در بامیان جنبه مثبت داشته باشد و حکومت مرکزی را وادار سازد تا به بامیان نیز همانند سایر ولایات توجه نماید.
و اما آقای ابتهاج حجتی استاد دانشگاه بامیان، علل و انگیزه های اصلی شکل گیری حرکت های مدنی در بامیان را وضعیت نامتناسب مدنی بامیان در گذشته میداند و می افزاید که نهاد های مدنی مجموعا در حال رکود و ایستایی بسر برده و آثاری از حرکت های مدنی دیده نمیشد، بناءً به منظور برجسته سازی نقش حرکت های مدنی در بامیان و با هدف اینکه مردم بامیان خود را پیدا نموده و از زیر بار سانسور حکومت محلی بیرون گردند، این حرکت ها شکل گرفته اند.
آنچه تا اینجا وضاحت می یابد، عدم رضایت مردم بامیان از کارکرد و میزان پایین توجه حکومت نسبت به ولایت بامیان، عامل اصلی راه اندازی حرکت های مدنی در بامیان به نظر میرسد، اما آقای صادق علی یار یکی از صاحب نظران در بامیان به این عقیده است که با توجه روحیه صلح طلبی که در مردم بامیان وجود دارد، صبر و حوصله شان به پایان رسیده و خواستند تا با استفاده از روش های مدنی، مطالبات شان را از مسئولین مطرح بکنند، وی اظهار امیدواری می کند که دولتمردان، صدای مردم بامیان را بشنوند و به حرکت های مدنی آنان جواب مثبت دهند تا نیروی بازدارندگی از توسل به جنگ و خشونت افزایش یابد.
انعکاس کم کاری در عرصه راه سازی و نبود کمترین نمونه از خدمات عامه در بامیان، مسئله ایست که استاد شفق قوم یاری یکی از فعالین مدنی در بامیان از آن منحیث یکی دیگر از عوامل مهم به آن اشاره میکند، او باورمند به این است که جدای ازینکه فشاری بر دولت وارد سازد و یا خیر، حرکت های مدنی نشاندهنده ظرفیت های مدنی و منطق مردم بامیان است.
عبد الله برات عضو بنیاد اجتماعی توازن و یکی دیگر از فعالین فعالین مدنی که نقش کلیدی را در راه اندازی حرکت های مدنی در بامیان داشته است، میگوید دولت باید حرکت های مدنی را جدی بگیرد، و در غیر آن ممکن است مردم به خشونت گرائیده و حتی دست به اسلحه ببرند، وی تاثیرات این حرکتها را بدلیل بی توجهی دولت کمرنگ میداند و دولت را یه قول خودش به بیدار شدن از خواب خرگوشی فرامیخواند.
اما هستند کسانی که بعضی از حرکت های مدنی را مورد انتقاد قرار داده و نحوه اجرای آن را نامناسب می خوانند، هبت الله فروغ، محصل دارالمعلمین بامیان، نفس حرکت های مدنی را بجا و مقدس عنوان کرده و آن را در بررسی کارکردهای حکومت و افشای راز های پنهان آن، موثر می خواند ولی با اعطای تقدیر نامه به خر به عنوان یک حرکت مدنی، مخالف است و میگوید که یک حرکت نامناسب است و نباید اینگونه عمل میشد.
به گفته هبت الله تاثیرات حرکت های مدنی در بامیان به دلیل اینکه مدت زیادی از آغاز آن نمی گذرد، زیاد مشهود نیست و اما او تاثیرات برجسته و عمیق آن را منوط به گذشت زمان دانسته و میگوید که در آینده ها ممکن است تاثیرات خوبی را داشته باشند.
جالب تر این است که حکومت محلی بامیان، با آنکه بارها با حرکت های مدنی صورت گرفته در بامیان در تقابل قرار داشته و یا از آن تاثیر پذیر بوده است، همواره به در ظاهر از اینگونه حرکت های اعلام حمایت کرده است، داکتر حبیبه سرابی والی بامیان، ضمن پشتیبانی از حرکت های مدنی و جامعه مدنی که بتواند راهگشای وضعیت فعلی بامیان بوده و دولت را یاری برساند، می افزاید: " در حرکت های مدنی باید انعطاف پذیری وجود داشته باشد و نباید توقع داشت تا تمام خواسته های مان برآورده گردد، ولی والی بامیان در مقابل هشدار میدهد که تمام حرکت ها باید بگونه تحلیل شده و سنجیده شده انجام پذیرد تا با در نظرداشت ارزشها و هنجار های جامعه، از توهین و تحقیر افراد، جلوگیری بعمل آید، او از اهدای تقدیر به خر ها بعنوان نمونه یاد میکند، بگفته داکتر سرابی این عمل ممکن است بعضی از ارزش ها را زیر پا کند و حتی به عده ای از افراد بربخورد.
این در حالیست که به باور آگاهان امور، در صورت بی توجهی دولتمردان به خواست و اعتراضات مردم بامیان که از طریق تجمعات مسالمت آمیز، حرکت های نمادین و طنزگونه نمایش داده میشود، رسیدگی نگردد، بروز خشونت، نا امنی و بی ثباتی بدور از امکان نیست و آنگاه خواهد بود که بامیان نیز به یکی دیگر از ولایات دچار هرج و مرج و انارشیزم در کشور که بحران دیگری را خلق خواهد کرد مبدل خواهد شد.

۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

با عرض پوزش از غیبت طولانی

با عرض پوزش و معذرت از تمامی خوانندگان صفحه انترنتی موج بامیان چه آنانیکه با دید مثبت و چه آنانی که با دید منفی نسبت به سطور بی سر و پایی که می نوشتم، نگاه میکردم، از اینکه نتوانستم برای مدت طولانی نوشته هایم را روی این صفحه قرار دهم، البته علت آن را هم شاید خیلی از شما بدانید و آن چیزی نیست جز عدم دسترسی به انترنت، حقی که به عنوان حق دسترسی به اطلاعات و آگاهی ، در قانون کشور نیز تسجیل شده است، اما چه کار میشود کرد؟ باید سوخت و ساخت. ولی تمام تلاشم بر این است که در آینده خیلی نزدیک بازهم بتوانم در خدمت عزیزان و گرامیان باشم و نوشته هایم را در معرض قضاوت خوانندگان قرار دهم. با تشکر

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

مقصر اصلی عدم بازگشایی راههای مواصلاتی ولایت بامیان کیست؟

حدود دو هفته از باریدن برف های سبک و نه چندان سنگین در بامیان میگذرد که بواسطه آن چندین مسیر اصلی که مرکز ولایت بامیان را با سایر ولسوالی ها متصل میسازد، مسدود گردیده اند، و اما مهمترین مسیری که از طریق کوتل شاتو ولایت بامیان و ولسوالی یکاولنگ را با ولسوالی پنجاب و پس از آن با ولسوالی ورس و حتی ولایت دایکندی متصل میسازد، با آنکه بارها از بازگشایی آن حرف و حدیث های بگوش میرسید تا هم اکنون نیز بروی ترافیک و عبور و مرور وسایط بسته میباشد.
هم اکنون خبر میرسد که تعدادی از وسایط در کوتل شاتو که سرنشینان آن شامل زنان و کودکان نیز میباشد در میان برف و باد و طوفان گیر کرده اند که خوشبختانه مسافرین توسط وسایط دیگری به بامیان انتقال یافته است.
در این میان وضاحت ندارد که دلیل اصلی عدم بازگشایی این کوتل در چیست؟ و در کجا باید به دنبال مقصر اصلی گشت؟ آمر فواید عامه ولایت بامیان قبلا در مصاحبه اش با رسانه ها گفته بود که شرکتی که برفپاکی این مسیر را قرار داد کرده است ماشین آلات کافی برفپاکی را در اختیار ندارد تا بتواند در زودترین فرصت این شاهراه را بازگشایی کند.
با در نظرداشت اظهارات آمر فواید عامه بامیان، زوایای دیگری این قضیه گشوده میشود و این سوال پیش می آید که با توج به اینکه در یکی از مراحل تدارکاتی عقد قرار دادها، یکی از اصول پذیرفته شده ارزیابی تخنیکی و بررسی توانایی های تخنیکی و مدیریتی داوطلبان میشود، که ظاهراً این امر یا بدلیل بی توجهی و یا هم احتمالا معاملات و زد و بندها عملی نشده است. از طرف دیگر آنچه واضح و انکار ناپذیر است و تجربه نیز آن را ثابت ساخته است، بی مسئولیتی و بی توجهی شرکت های قراردادی و مسئولین ولایتی که ناظر بر عملکرد آنان باید باشند میباشد، و این امر باعث میگردد تا قرار داد بگونه ای که در آن تصریح شده است عملی نگردیده و در نتیجه قراردادی ها بدون کارکرد مثبت پول های فراوانی را به جیب میزنند و آنچه باقی می ماند مشکلاتی سختیهائیست که مردم عادی باید تحمل کنند.
بناءً مقصر اصلی این کمکاری و تعلل کیست؟ آمر فواید عامه بامیان؟ هیئت تدارکات و یا شرکت قرار دادی؟

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

عملکرد مایوس گرانه نمایندگان هزاره در پارلمان

اعلان نتایج دومین انتخابات ولسی جرگه کشور در سال روان، که در آن طبق آمار های نشر شده از راهیابی و پیروزی 52 نفر از نمایندگان مردم هزاره، به ولسی جرگه خبر میرسید، روزنه های امید را بروی این اقلیت قومی همیشه محروم و محکوم افغانستان گشوده بود.
انتظار میرفت با افزایش کمیت نمایندگان هزاره نسبت به دور گذشته پارلمان کشور، احساس مسئولیت پذیری آنان نسبت به سرنوشت مردم هزاره در صحنه های سیاسی کشور، برخلاف گذشته افزایش یافته و موجب اتحاد و پیوستگی آنان بمنظور دستیابی به موفقیت های بیشتر و احقاق حقوق پامال شده این مردم، گردد.
اما آنچه در کشاکش انتخابات هیئت اداری مجلس نمایندگان در روز چهارشنبه گذشت، جوانه های امید مردم هزاره بار دیگر پژمرد و نگاه های ملتمسانه آنان که به تصمیم گیری نمایندگان شان دوخته شده بود، به یاس مبدل گشت.
در دومین انتخابات ریاست مجلس نمایندگان(ولسی جرگه) محترمه هما "سلطانی" نماینده متعلق به قوم هزاره از ولایت غزنی که از دولت اول انتخابات با پیروزی نسبی یعنی با کسب 48 رای به دور دوم راه یافته بود در رقابت با صدیق احمد "عثمانی" نماینده انتخابی مردم ولایت پروان، قرار گرفت.
در دور دوم انتخابات با آنکه امید میرفت ایشان رقابت نسبتاً خوبی را با کاندید دیگر داشته باشد، اما با تأسف نتیجه اعلان شده حاکی از ریخته شدن فقط 30 رای به نفع ایشان بود.
با توجه به اینکه تعداد نمایندگان مردم هزاره در پارلمان به 52 تن میرسد، اما آرای کسب شده توسط خانم هما سلطانی خیلی کمتر ازین تعداد بوده است که حقایق تلخ دیگری را بازگو می کند.
نمایندگان مردم هزاره در پارلمان بار دیگر نتوانستند بر رای دادن به یک کاندید واحد به توافق برسند و چند پارچگی و چند دستگی شان را به اثبات رسانیدند، به ویژه در دور دوم انتخابات که آرای ایشان بازهم تقلیل یافت، این موضوع برجسته تر گردید.
در کل میتوان نتیجه گرفت که وکلای هزاره در این دور پارلمان، همانند گذشته اسیر زنجیر محکم و ناشکستنی گرایش های حزبی، منافع شخصی، معاملات ننگین، وابستگی های سمتی و مزدوری بیگانه ها هستند و با مشاهده وضعیت موجود این قوم در افغانستان، آنان هنوز هم نتوانسته اند نسبت به وضعیت آینده قوم خویش، حساس باشند.
بنابرین دیگر نمیتوان به کمیت نمایندگان هزاره دل خوش کرد و به آن بالید، زیرا آنان قادر به تأمین منافع این مردم در سطح ملی نیستند و توانایی، اندیشه و تفکر ایجاد اتحاد و همبستگی در میانشان را ندارد تا با استفاده از آن آینده روشنی را برای این مردم رقم بزنند، آنان یوغ های سنگین و کمر شکن بیگانگان را در گردن دارند و اسیرند و اجیر.

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

پاسخی به خوانندگان مطلب خارجیان دو تابعیته .............

دوستان ناشناس !
بیداری من تازگی ندارد، چون من عمرم را دود و آتش تنفس کرده ام، قتل عام هزاره ها را به تماشا نشسته ام، غارت، چپاول، بیدادگری، ستمگری، آتش زدن خانه ها و حسینیه ها را با چشمانم دیده ام، من مظلومیت تاریخی قومم را با خون و گوشتم لمس کرده ام و برای آن گریسته ام و بالاخره من در کنار مردمم بده ام و هنوز هویتم را در میان فرهنگ های بیگانه گم نکرده ام.
حضور پررنگ تاجک ها بخصوص در صفوف پولیس بامیان، بی کفایتی روسای پشتون و تاجک قبلی اطلاعات و فرهنگ بامیان، عدم پیشرفت بازسازی و نوسازی در بامیان، عدم اختصاص بودجه انکشافی کافی برای ولایت بامیان و دهها مورد دیگر را من همواره در نشریات، مطبوعات و حتی در جلسات اداری ولایت مطرح کرده ام، بناءً این شما هستید که خواب هستید و با بمیان آوردن این حرف ها بحث اصلی را به انحراف می کشانید.
نکته دیگر اینکه هزاره های داخلی را در کنار خود محاسبه نکنید، زیرا حساب آنان جداست و من حرفی با حضور منطقی و اصولی آنان در بامیان ندارم، روی حرف من فقط با خارجیان دو تابعیته ایست که فقط بمنظور غارت دلار های کمکی به بامیان آمده اند و مهم نیست که آنان هزاره های کویته باشند یا پشتون های پشاور و کراچی، زیرا در هردو صورت آنان حکم خارجی را برای من دارند و بس.
در جواب دوست ناشناس دیگر باید گفت که آری ، رفتن خارجیان استفاده جو به کویته و پشاور و کراچی فرار است و اگر آنان در بامیان حضور داشته باشند به یقین که به قول شما جای مرا تنگ کرده اند و این یک حقیقت مسلم است.
و اما پاسخ مهدی جان :
حق با شماست، نقش کمپیوتر و زبان انگلیسی در جوامع امروزی بر هیچ کسی پوشیده نیست، و نیز همگان میتوانند آن را فرا بگیرند، بناءً اینکه شما نوشته اید آموختن زبان انگلیسی کار هرکسی نیست، کمی خنده آور و مضحک است و این دور بودن شما از منطق را میرساند، هیچ منطق سالمی نمی تواند بپذیرد که کسی که با زبان انگلیسی و کمپیوتر آشنایی داشته باشد به اندازه دو نفر فارغ التحصیل از دانشگاه کارایی داشته باشد، این میرساند که شما به این باور هستید که علم و دانش به جز کمپیوتر هیچ ارزشی در دنیای امروزی ندارند و همه چیز کمپیوتر و انگلیسی است، و این مضحک تر از اظهارات گذشته تان است، اما بحث اصلی نقش کمپیوتر و استفاده از آن نیست، بلکه اصل قضیه روی حضور خارجیانیست که با داشتن پاسپورت های خارجی و به ویژه پاکستانی خود را افغان جا زده اند و در حالیکه اشتغال یکی از معضلات جدی کشور مان میباشد، آنان فرصت های کاری از مردم مان گرفته اند.
شما برخورد ایرانی ها با افغان ها را یادآوری کرده اید، درین جا میخواهیم دو مسئله ای که قبلا نیز به آن اشاره داشته ام:
1- افغان هایی که در ایران کار میکنند مشخصاً لقب مهاجر را با خود دارند و آنان فقط مشغول انجام کاری های سخت و شاقه با مزد نهایت کم می باشند، حالا به نظر شما با این وضعیتی که افغان ها دارند با بدرفتاری ایرانی ها مواجه هستند، اگر افغان ها خودشان را ایرانی بدانند و تمام شغل های پر در آمد را از ایرانی ها بگیرند، آنگاه برخورد آنان چگونه خواهد بود؟
2- ایرانی ها به عنوان ساکنین اصلی سرزمین شان حق دارند، در مورد حضور طولانی و دراز مدت خارجیان در کشور شان اعتراض کنند زیرا این کار باعث اتلاف و ضیاع حقوق و امتیازات عده ای از آنان میشود.
شما درست گفته اید که دنیا تنها شهر بامیان با 2 کیلومتر سرک آسفالت و چند صد دوکان نیست، اما دنیای من همین شهر خاکی بدون سرک آسفالت و چند صد دوکان است، که دیگران، چشم دیدن گرد و خاک آن را هم ندارند. اگر بامیان تا این حد به چشم شما کوچک و بی ارزش و عقب مانده به نظر میرسد، چرا همگان همانند مور و ملخ بسوی بامیان سرازیر شده اید؟ مگر این جا از آسمان پول میبارد؟
از تاجک ها و پشتون ها و ... هیچ گله ای نیست و مسلم است که هیچ دلسوزی بحال مردم ما ندارند اما قومای کوتگی که شما از آن به افتخار یاد کرده اید و خدمات آنان برای هزاره ها را برخ می کشید، چه خدمتی را انجام داده اند؟ شما یک مثال از آن را ذکر کنید، این ها در دوران مظلومیت و محرومیت های گذشته هزاره ها کجا بودند؟ در روزگاری که از آسمان بمب بر سر هزاره ها میبارید این هزاره های مفتخر کجا بودند؟ در روزگاری که هزاره ها در مزار و بامیان و افشار و غرب کابل و دره صوف قتل عام گردیدند و با خوردن علف و گیاهان کوهی با دشمن مبارزه می کردند، این هزاره ها کجا بودند؟ حال که زمینه مساعد گردیده است و به برکت خون شهدای مظلوم شان در حال رسیدن به حقوق شان هستند، آنان نیز سنگ هزاره بودن را بر سینه میزنند تا از این راه به پول برسند.

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

خارجیان دو تابعیته ای که فرصت های شغلی را از ما ربوده اند

اشتغال زایی؛ بحثیست که در بسا موارد از سوی نهاد های حکومتی، جامعه مدنی و ... مطرح شده است و از آن به عنوان چالشی چالشزا در کشور یاد گردیده است که میتواند با تداوم خویش در آینده، کشور را بسوی بحران مهارنشدنی سوق دهد.
ولایت بامیان نیز به عنوان بخشی از پیکره ویران افغانستان پس از جنگ، با معضل بیکاری مواجه است، با آنکه ادارات دولتی و موسسات غیر دولتی زیادی در این ولایت مشغول فعالیت های خدماتی و اجتماعی، فرهنگی اقتصادی و ... اند، اما نقش و رول تاثیر گذاری را در اشتغال زایی و استخدام افراد تحصیل کرده و بیکار در این ولایت بازی نکرده اند.
پر واضح و هویداست که اکثریت کارکنان ادارات دولتی و بخصوص کارکنان موسسات غیر دولتی را کسانی تشکیل میدهند که ساکن اصلی ولایت بامیان نیستند و فقط بمنظور دستیابی به کار و در آمد بالا به این ولایت آمده اند.
و اما تعداد کثیری از این افراد که پست های کاری ادارات در ولایت بامیان را اشغال کرده اند، بی شک خارجیان دو تابعیته ای هستند که فقط و فقط باهدف بدست آوردن معاشات دالری بالا، به بامیان آمده اند، بیشتر آنان افرادی خارجیانی هستند که تابعیت کشور همسایه پاکستان را دارند، کشوری که همانند افغانستان با بحران بیکاری روبروست، بدین اساس آنان با استفاده از مشترکاتی که با مردم افغانستان دارند و این مشترکات تشخیص هویت آنان را دشوار میسازد، این افراد فقط با مهارت هایی که در زبان انگلیسی و پروگرام های کمپیوتری دارند، بسادگی در موسسات جذب میشوند و ماهانه معاشات دالری که تصورش هم برای آنان مشکل است را بدست میاورند. آنان حتی بگونه منسجم و مرتبط با یک شبکه منظم عمل می کنند و از این طریق حین استخدام کارکنان فقط آن دسته از افرادی را برمیگزینند که از تبار و رشته های خود شان باشد و درین میان کمتر کسی خارج از محدوده خودشان قادر به استخدام درموسسات میگردند.
و اما در آنطرف قضیه، جوانان بامیانی که با تحصیلات عالی و با ظرفیت کافی از موسسات تحصیلی عالی فارغ میگردند، با تمام تلاش و زحماتی که متقبل میگردند هرگز و یا کمتر قادر به راه یابی در پست های با معاشات بالا در ادارات و بخصوص موسسات غیر دولتی و خارجی، میگردند و در نتیجه نسل جوان، پر انرژی، متحرک و پویای ما در یکی سردرگمی و یاس فرو رفته و آینده تاریکی را برای شان مجسم میکنند.
مهمتر آنکه کسانی که بعنوان مسئولین و مراجع تصمیم گیرنده عمل می کنند، با بی تفاوتی تمام تماشاگر بدبختی و هدر رفتن سرمایه های معنوی این مردم هستند و شاهد خروج مبالغ زیادی از ارز ملی به خارج که میتواند ضربات شدید اقتصادی را برپیکر نیمه جان این ملت وارد سازد.
ما هم جز حسرت و افسوس، کاری نمیتوانیم و مسئولین هم جزء سیل و تماشا کاری نمی کنند.